تبليغاتX
میراث شرق
مقالاتی در باره نسخه های خطّی اسلامی
فهرست های نسخ خطّی مشحون از دستنويس هايي هستند که به نوعی با فرهنگ، زبان و ادبيات اقوام مختلف ايرانی با لهجه ها و گويش های محلّی گره خورده اند. آثاری که به زبان ها، لهجه ها و گويش های متنوّع مردم ايران زمين نگارش يافته و يا در قالب شعر سروده شده است. نگارنده طیّ سال ها اشتغال به امر خطير فهرست نگاری نسخ خطّی به تدريج، برخی از اين آثار را به صورت نامگوی ثبت کرده که اينک به معرّفی اجمالی آن ها می پردازد، شايد پژوهشگری را روزی به کار آيد. چنين باد!

الف) چند نسخه خطّی به لهجه ها و گويش های گوناگون ايرانی:
1) فرهنگ بيرجندی ـ فارسی، از ملا علی اشرف بيرجندی؛ سه نسخه از اين اثر در کتابخانه های مرحوم محيط طباطبايي، مؤسّسه لغت نامه دهخدا و کتابخانه خصوصی دکتر محمداسماعيل رضوانی در تهران از سوی احمد منزوی گزارش شده است.
رک. فهرست منزوی: ج3، ص1932.
2) فرهنگ فارسی بفارسی از برادر زاده سيد نعمت الله جزائری که بيشتر واژه ها با لهجه شوشتری نگارش يافته است. نسخه ای در مؤسسه لغت نامه دهخدا در تهران موجود است.
رک. فهرست منزوی: ج3، ص1938.
3) فرهنگ واژه های خراسانی از نگارنده ای ناشناس. نسخه ای در کتابخانه سريزدی در يزد موجود است.
رک. فهرست منزوی ج3، ص1944.
4) فرهنگ واژه های رامند قزوين از مؤلفی ناشناخته که به دستور اعتضاد السلطنه نگاشته است. نسخه ای از اين اثر در کتابخانه مدرسه عالی شهيد مطهری (سپهسالار) در تهران موجود است.
رک. فهرست منزوی: ج3، ص1945.
5) اشعاری با لهجه رامند [قزوين] از ملا مظفّر کاشانی رودباری. نسخه ای از اين اثر در کتابخانه مجلس شورای اسلامی به شماره <2/14190> نگهداری میگردد.
رک. فهرست نسخه های خطّی کتابخانه مجلس شورای اسلامی: ج38، ص252.
6) نصاب با لهجه طبری از اميرتيمور قاجار طبری متخلص به امير که به دستور اردشيرميرزا نگاشته است. نسخه هايی از اين اثر در کتابخانه ملّی، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و کتابخانه خصوصی دکتر صادق کيا از سوی احمد منزوی گزارش شده است.
رک. فهرست منزوی: ج3، ص1959.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 8:48  توسط حسین متقی  | 

     ميراث مکتوب کهن سرزمين ايران، در گستره تاريخی خويش، خصوصاً در حوزه­ ادبيات فولکولوريک، آکنده از آثاری است، که به زبان ­های متنوّع و گوناگون منسوخ شده­ يا زنده ايرانی، همچون: پارسی، ترکی، عربی، سُغدی، پهلوی، اوستايي، ميخی و ...، نيز لهجه ­ها مختلف منطقه­ ای مانند: کُردی، طبری، بلوچی، لُری گيلکی، دری، تاجيکی، تاتی، يا گويش­ های محلّی مانند: شيرازی، مشهدی، بيرجندی، اصفهانی، خوانساری، آشتيانی، شوشتری، کرمانی، ممسنی، گرگانی دزفولی، رامندی، اردستانی، انارکی، اسفرائنی، لارستانی، گزّی، خوئينی و ...؛ لهجه­ ها و گونه ­های متنوّع زبان ترکی مانند: آذری، ترکمنی، خلجی، قشقايی، و ...؛ نگارش يافته و در قالب داستان، ديوان اشعار، کتب ادبی و ... به دست ما رسيده است. حتّی امروزه آثاری متعدد به زبان­ ها، گويش ­ها و لهجه ­های زنده ­ای مانند گويش­ های متنوّع ايرانی آذری، کُردی، بلوچی، گيلکی و ... در حال شکل­گيری و نگارش و سرايش هستند. بايد اذعان داشت که اين زبان ها و لهجه ­ها حقيقتاً ميراث گرانبهايی هستند که در واقع ادبيات و تاريخ مکتوب ما بر اساس همين لهجه ­ها و گويش ­ها شکل گرفته، نضج يافته و در گستره تاريخ اين مرز و بوم جريان يافته و باليده است. حفظ، آموزش، تحقيق و پژوهش، بررسی سير و تحوّل تاريخی اين زبان­ ها و لهجه ­ها از زوايای گوناگون، تهيه دانشنامه ­ها، لغت­نامه ­ها، دستور زبان ­ها، تدريس آن­ ها در مراکز علمی مانند دانشگاه ­ها و ...، بايسته­­هايی بسيار اساسی و ضروری هستند که بايد در قالب يک طرح ملّی همچون: <مرکز ملّی بازشناسی و پژوهش در زبان ­های و گويش های اقوام مختلف ايرانی>، مورد توجّه دولتمردان، مجلسيان، اوليای امر و دست­اندرکار در حوزه­ ادبيات يکپارچه­ اين مرز و بوم قرار گيرد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 8:38  توسط حسین متقی  | 

در آئين جهان شمول و نوراني اسلام، بزرگترين معجزه­ي جاويد آن، يعني: قرآن كريم، كه تا هستي باقي است، مُهر<معجزه­ي ابدي و جاويدان> بر تارك آن پرتو افشاني مي­نمايد و خواهد كرد، در قالب <كتاب> بر قلب شريف اشرف مخلوقات عالم، حضرت محمّد مصطفي (ص) نازل گرديده است و اگر با نگاهي ژرف وعميق به جايگاه علم  و دانش و اهميّت آن در اين دين الهي و گستره­ي آن در مجموعه­ي تعاليم ديني در قالب آيات و روايات و در يك كلام مجموعه­اي از اين مواريث كهن و ماندگار، كه امروزه ما از آن با عنوان <كتاب> ياد مي­نماييم، نگريسته شود، آن وقت دانسته خواهد شد كه اين آثار كهن (با تأكيد بر نسخه­هاي خطّي) كه در واقع حاصل و عصاره­ي تلاش انديشه و تضارب آراي هزاران گونه نحله­هاي علمي و فكري انسان­هاي آگاه و عالم ديروز است كه در حقيقت پشتوانه­ي هويّت تاريخي و ديني يك ملّت و به گونه­اي ديگر چراغ راه آينده­ي بشريّت امروز هستند. 

براي حصول مقصود، زاويه­ي نگرش به اين موضوع را اندكي بسته­تر و تنگ­تر كرده و نگاه را به وضعيّت دروني حاكم بر <ميراث فرهنگ مكتوب> جاري و ساري اين مرز و بوم، معطوف داشته و با اندكي تأمّل در ساختارها و سازمان­هاي تأثيرگذار و دخيل در حفظ، اشاعه، سامان­دهي و برنامه­ريزي اين مواريث كهن، به صورت گذرا مورد بررسي  اجمالي قرار مي­دهيم تا چه قبول افتد و كه در نظر آيد!

بي ترديد بررسي همه جانبه ي پروسه ي بسيار سنگين و پيچيده و گسترده ي ميراث و فرهنگ انديشه و تاريخ شكل گيري آنها، خصوصاً با نگرش ارزشي و اختصاصي در <ميراث كهن مكتوب شيعه> نه در شأن اين نوشتار و نه نويسنده ي آن است، بلكه حقيقتاً نگاه عميق و عالمانه ي كارشناسان زبده، متخصّص و كارداني را جوياگر است، كه بذل وسع نموده و با تدبير، درايت، برنامه ريزي، ارائه ي طرح ها، ابزارهاي علمي و سازوكارهاي منطقي و عقلايي و نيز تضارب آراي علمي متخصّصان مبتني بر خردگرايي و عقلانيّت جمعي  ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 8:26  توسط حسین متقی  | 

هفتادمين بايسته، كه از نظر نگارنده مهم ترين آن ها نيز محسوب مي گردد، اختصاص به طرح بزرگ: «تأسيس كتابخانه ي بزرگ تخصصي اهل البيت علیهم السلام» دارد؛ بند نخستين بايسته هاي پژوهشي را با نام و ياد خدا آغاز نموديم و اكنون آخرين بايسته را با نام و ياد چهارده نور پاك علیهم السلام زينت بخشيده و اين مبحث را فعلاً مي بنديم.

برهيچ پژوهنده و مصحّح نسخه هاي خطّي پوشيده نيست كه در راستاي تحقيق و تصحيح نسخ، نخستين گام پس از انتخاب، شناسايي نسخ متعدّد از اثر مورد نظر و سپس مقايسه ي آن ها با يكديگر و بيان مرجّحات آن ها، براي مبنا و اصل قرار دادن در تحقيق و تصحيح اثر، از اوّليات يك كار پژوهشي در زمينه ي تصحيح نسخه هاست. متأسّفانه يك بانك اطلاعاتي جامع يا مركزي كه آگاهي هاي لازم را در اين زمينه ها براي يك مصحّح، محقّق و پژوهشگرنسخ خطّي، ميسور سازد، تاكنون مشاهده نگرديده است. با توجّه به اين كه دستنويس هاي مورد تحقيق از تنوّع و تكثّر موضوعي خاصّي برخوردارند؛ يكي از موضوعات مهمّ اين نوع پژوهش ها، كه بسياري از مباني عقيدتي و ديني ما شيعيان و نيز دكترين و راهبردهاي اين نظام  نيز بر آن استوار است، موضوع اهل بيت علیهم السلام و هر آن چه كه به نحوي به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام منتسب است، مي باشد. يكي از آرزوهاي بزرگ و ديرينه ي نگارنده، ايجاد تمهيدات لازم براي تأسيس مركزي كاربردي در وحله ي نخست براي اطلاع رساني نسخه هاي خطّي مرتبط با اهل بيت علیهم السلام بوده است و اين امر مهمّ  را از سال 1373ش به طور جدّي پيگير بوده است و به هر مناسبت از لابلاي صدها فهارس دستنويس ها به ثبت و ضبط داده ها و اطلاعات نسخه هاي خطّي مرتبط با اين خاندان، اشتغال داشته است. در سال هاي 80-1379ش بر اساس فرصت مغتنمي كه همزمان با سال امام علي علیه السلام، ايجاد گرديد؛ نگارنده تصميم گرفت بخشي از داده هاي اين آثار و نسخه هاي خطّي كه به گونه اي مرتبط با شخصيّت امام علي  علیه السلاماست، استخراج و در مجموعه اي با نام: معجم الاثار المخطوطة حول الامام علي بن أبيطالبعلیه السلام، گردآوري و منتشر سازد؛ الحمدلله به حول و قوّه ي الهي اين مهمّ  در اثري با عنوان ياد شده، كه در آن بالغ بر پنج هزار عنوان در بيش از ده هزار نسخه ي خطّي با ذكر محلّ نگهداري آن ها، به صورت فهرست نامگوي، ياد شده بود، در سال 1381ش از سوي كتابخانه ي آيت الله العظمي مرعشي نجفي (ره) منتشر گرديد؛ از آن جايي كه اين اثر به صورت كاملاً انفرادي كار شده بود، و اگر چنان چه به صورت گروهي و جمعي مورد تحقيق و پژوهش قرار مي گرفت، بي ترديد هم عناوين آن بيش از اين تعداد بود و همچنين با اطلاعات و داده هاي بيش تري (در قالب فهرست توصيفي) منتشر مي گرديد، كه فايده و حوزه ي استفاده ي آن را به يقين دو چندان مي كرد؛ (هذه بضاعتنا المزجاة).

 در اين طرح بزرگ به صورت كلّي:

1) شناسايي دستنويس ها از فهارس نسخه هاي خطّي كتابخانه هاي داخل و خارج از كشور، كه به گونه اي مرتبط با اهل البيت علیهم السلام باشند، سپس جمع آوري تصاوير (عكس) اين نسخ از كتابخانه هاي سراسر جهان و ذخيره سازي آن ها در ابزار آلات و قالب هاي سنّتي و مدرن؛

 2) شناسايي كتب چاپي، سنگي، فاكسيميليه و ... و تهيّه ي نسخي از آن و در صورت عدم دسترسي به اصل تهيّه تصويري از آن آثار؛

 3) شناسايي هر نوع برنامه ي ديجيتالي، اعمّ از كتاب هاي الكترونيكي (e-book)، بانك هاي اطلاعاتي، نرم افزارها و لوح هاي فشرده (CD) و... و تهيّه نسخي از آن ها؛

  4) ايجاد مركز و كتابخانه اي بزرگ با همان عنوان ياد شده و نيز ايجاد و تهيّه ي امكانات لازم جهت سرويس دهي ارزان  براي پژوهشگران آثار اهل البيت علیهم السلام در تهران يا قم، با استفاده از نيروهاي كارآمد و مخلص و خدوم اهل البيت علیهم السلام و داراي انگيزه؛ اين ها گام هاي نخستيني هستند، كه در صورت صلاحديد اولياي امر بايد برداشته شود.

ممكن است در ذهن برخي اين توهّم پيش آيد، كه با وجود مراكزي همچون: «مركز احياي ميراث اسلامي در قم» يا وجود برخي كتابخانه هاي تخصّصي، مانند: «كتابخانه ي تخصصي اميرالمومنين عليه السلام» در مشهد، و از اين دست مراكز كه بالفعل وجود دارند، در واقع اين امر حاصل است و ديگر نيازي به تأسيس مراكزي جديد نيست! بايد در پاسخ گفت: اوّلاً در مورد مراكزي، مانند مورد نخستين، سياست هاي آن عزيزان تنها جمع آوري تصاوير آثار و نسخ خطّي مختصّ اهل البيت علیهم السلام نيست، بلكه نفس «نسخه» مطلوب آن هاست، هر چند كه مقوله ي مطروحه نيز تلويحاً در ضمن سياست هاي آنان نيز گنجانده شده باشد، كه البته حقيقتاً وجود چنين مراكزي، براي تسريع بخشيدن به عملي كردن اين طرح، كه تصاوير نسخه ها و ميكروفيلم هاي فراواني را كه به نحوي در باره ي اين خاندان علیهم السلام در آن جمع آوري نموده اند، بسيار مفيد و راهگشا است؛ ثانياً طرح مذكور يك طرح ملّي و هويّتي براي كشور شيعي ايران است، كه قابل طرح و عرضه در گستره ي جهاني و مبتني بر استانداردها و معيارهاي نوين حاكم بر بخش فرهنگي بوده باشد؛ ثالثاً در كتابخانه هايي تخصّصي، مانند كتابخانه ي ياد شده در مشهد، سياست هاي مسؤولين محترم آن در راستاي جمع آوري آثاري، در خصوص يكي از چهارده معصوم علیهم السلام، يعني امام عليعلیه السلام است، كه البته انصافاً از شناختي كه از جناب آقاي مجتهدي (حفظه الله) و رنج هايي كه وي در به وجود آوردن اين چنين گنجينه اي كشيده، سراغ داريم ، كه چگونه يك تنه، با اتكاء به امكانات محدود خويش، با كمك معنوي حضرت امير المؤمنين عليعلیه السلام ، اين چنين كتابخانه اي وسيع و كاربردي، ساخته است. امّا طرح بزرگ تأسيس كتابخانه ي تخصّصي اهل البيت علیهم السلام با چنين امكانات وسيع و عظيمي ـ كه جز حمايت الهي و عنايت ارواح طيّبه ي معصومين علیهم السلام، خصوصاً صاحب اصلي امروزين شيعه، يعني حضرت امام مهدي ‹عجّل الله تعالي فرجه الشريف› و همكاري و ياري مراجع شيعه، مقام معظّم رهبري، دولت و ملّت مسلمان و شيعه و بالمال همياري اهالي تحقيق و پژوهش، امكان پذير نيست ـ جميع اهل البيت و چهارده معصوم علیهم السلام، مورد نظر است و اين كتابخانه ي عظيم، در درون خويش بايد 14 كتابخانه ي تخصّصي، از نوع گنجواره اي كه جناب مجتهدي طراحي كرده، داشته باشد. طرح «تأسيس كتابخانه ي بزرگ تخصّصي اهل بيت علیهم السلام» در مرحله ي نخست رهبر معظّم  انقلاب را مورد خطاب قرار داده و عرض مي نمايد:

« رهبرا! اينك بعد از هزار و چهارصد سال، پرچم خونرنگ اسلام و اهل بيت علیهم السلام در دستان با كفايت شما قرار گرفته است، نسل هاي آينده، بعد از سال ها، عملكردهاي اين حكومت را، كه بر اساس مبناي اعتقادي و دكترين شيعه شكل گرفته، در بوته ي  نقد و بررسي قرار خواهند داد، چنان چه به عنوان مثال مردم مصر امروز بعد از هزار سال، عملكرد فاطميان و تأسيس جامع الأزهر را به عنوان سمبل و نماد اقتدار و تنها نشانه و بازمانده ي تفكّر حاكم بر آن حكومت، مورد ارزيابي قرار مي دهند؛ آن چه كه از شما انتظار داريم اين است كه با تمام توان و عِدّه و عُدّه اي كه امروز خداوند منّان در دستان شما نهاده ، طرح تأسيس و ايجاد بزرگترين پژوهشكده شيعي، يعني  ‹كتابخانه ي بزرگ تخصّصي اهل البيت علیهم السلام› را در كشور با مركزيّت تهران يا قم، كه همسنگ و همانند مصلاي حضرت امام خميني رحمت الله علیه باشد، رهبري و همراهي فرماييد؛ اگر فكر مي كنيد ايجاد چنين مركزي با ادغام چندين كتابخانه و مركز شيعي و پژوهشي موجود هم امكان پذير، ميسور و نقدتر است؛ بسم الله! فرصت مغتنمي است؛ باشد تا إن شاء الله اين اثر ِماندگار، بر تارك ايران شيعي،  به عنوان ميراثي نمادين از اين نظام و اقتدارش و نيز سمبلي از تفكّر رهبرانش در اعتلاي نام و ياد اهل البيت علیهم السلام؛ تا ايران شيعه و ايراني مسلمان ِ شيعي باقي است، بدرخشد».

در مراحل بعدي، طرح تأسيس چنين مركزي علاوه بر حمايت مالي و اجرايي دولت، خصوصاً همكاري هاي وزارت امور خارجه در ديپلماسي حاكم بين دول در همكاري هاي كتابخانه اي دراخذ تصاوير از نسخ خطّي اسلامي موجود در كتابخانه هاي آن كشورها، ضروري است، و بدون آن كمك ها، به راحتي امكان پذير نيست. البته ناگفته پيداست كه طرح تأسيس چنين كتابخانه اي تخصّصي و گسترده در سطح كلان احتياج به  مطالعات گسترده و كارشناسي هاي عميق مبتني بر تجربيّات علمي و ...دارد، ليكن به حول و قوّه ي الهي اگر اراده ي مسؤولين امر و خدمت گزاران خدوم و مخلص، به تأسيس چنين گنجينه اي عظيم تعلّق بگيرد، از آن جايي كه امري بسيار مقدّس و ارزشي است، خداوند متعال و ارواح  مقدّس و منوّر معصومين علیهم السلام هم، كه در واقع اين كار عظيم، با نام و ياد و اختصاصاً براي آن بزرگواران صورت مي گيرد، يقيناً كمك خواهند نمود؛ اللهمّ وفقنا لما تحبّ و ترضي.

حافظ وظيفه ي تو دعا كردن است و بس/// در بند اين مباش كه شنيد يا نشنيد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 9:2  توسط حسین متقی  | 

همچنان كه در سطور پيشين بدان اشارت رفت، در ميان انبوهي از مجلات و نشريّات متنوّع داخلي و خارجي، به زبان هاي گوناگون مانند: فارسي، عربي، انگيسي، آلماني، اسپانيولي، ايتاليايي، فرانسوي، تركي استانبولي و ...، فهارسي موجز و متنوّع از نسخه هاي خطّي و مجموعه هاي خصوصي، كه در كتابخانه هاي عمومي و خصوصي نگهداري مي شوند، در قالب هاي فهرست يا توصيف متن معرّفي و منتشر گرديده، كه به جهت گستردگي آن ها در گستره ي جهاني، دسترسي به داده ها و اطلاعات اين نوع فهارس، عملاً امكان پذير نيست؛ حال اگر كساني از محقّقان و پژوهشگران اين همّت بزرگ و ارزنده را در خود سراغ دارند، كه متن و محتواي اين فهارس موجز و مختصر و اين آثار پراكنده در نشريّات و مجلات گوناگون را، پس از شناسايي، به صورت درهم كرد، يا به گونه هايي كه براي متخصّصان امر متصوّر و عملي است،  با ذكر منابع دقيق آن ها و در نهايت نيز با تهيّه ي يك فهرست و راهنماي جامع از عناوين و پديدآورندگان نسخه هاي خطّي معرّفي شده در اين مقالات و ساير نمايه هايي كه لازم است؛ در يك اثر، در قالب دو زبان فارسي و انگليسي[i] تهيّه و منتشر سازند، بي ترديد يكي از آثار نفيس و ماندگار در حوزه ي نسخه هاي خطّي و محلّ مراجعه ي محقّقان و پژوهشگران بي شمار در سطح جهان در زمينه ي دستنويس ها، اعمّ از مصحّحان و فهرست نگاران و ... خواهد بود.



[i] .  به نظر مي رسد اگر به حقايقي مانند: «جهانى شدن، دهكده‏ ي جهانى و سير تدريجي علوم و فرهنگ‏ها به سمت هم‏گرايى»، توجّه عميق معطوف داشته و خود و پژوهش هاي خويش را با اين حقايق لابدّي و ادبيات حاكم بر پژوهش هاي جهاني هماهنگ سازيم، ضرورت خلق دو زبانه ي اين نوع آثار و مشابه آن‏ها ـ كه در اين نوشتار مكرر به نمونه‏هايى از آن‏ها اشاره گرديد ـ به زبان‏هاي «انگليسي و فارسي» به صورت تؤامان، كاملاً هويدا و روشن مي ‏گردد؛ معرّفي و شناساندن فرهنگ ايران اسلامي با همه ابعاد آن، به زبان هاي زنده دنيا، ضرورتي است كه نبايد لحظه اي  از آن غافل گرديد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 9:1  توسط حسین متقی  | 

از همان سال هاي نخستين كه نوشته هايي در قالب نشريّه در گستره ي جهاني منتشر گرديد، به تبع آن مجلات و نشريّاتي نيز در حوزه هاي تخصّصي پا گرفت؛ از همان ايّام پرداختن به نسخه هاي خطّي در قالب خبر، گزارش، تحليل و نيز فهارس آن ها، از مقولاتي بودند، كه در اين نوع نشريّات به تدريج، صورت تخصّصي، از سوي  پژوهشگران اين حوزه ارائه گرديد. در سال هاي بعد خصوصاً در دهه هاي اخير نشريّاتي كاملاً تخصّصي، در حوزه ي دستنويس ها، در داخل و خارج از كشور به زبان هاي متعّدد به وجود آمدند، كه در طول حيات انتشار خويش، با انتشار مقالات تخصّصي، منشأ تحوّلات فراوان در پيشرفت و تكامل دانش نسخه هاي خطّي، گرديدند؛ نشرياتي مانند: Oriens ، زير نظر شرق شناس برجسته هلموت ريتّر (اكنون زير نظر: رودلف زلهايم)، يا نشريّه ي نسخه هاي خطّي ، كه زير نظر زنده ياد محمّدتقي دانش پژوه و ايرج افشار منتشر مي گرديد. حال چقدر مناسب، خوب و به جاست كه از سوي پژوهشگراني كه توانايي لازم را دارند، اين نشريّات و مجلات، كه تعداد آن ها شايد بالغ بر صدها مورد نشريّه و مجلّه گردد، ابتدا مورد شناسايي قرار داده و سپس اطلاعات آن ها، اعمّ از زمان انتشار، فهرست نامگوي مقالات منتشر شده، محلّ انتشار و شرح حال و بيان آثار صاحبان اين نشريّات و ...؛ در اثري شايسته و در خور، در قالب عنواني مانند: فهرست جامع نشريّات تخصّصي در حوزه ي نسخه هاي خطّي، منتشر گردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 9:0  توسط حسین متقی  | 

تاريخ فهرست نگاري كتاب ها و دستنويس ها، از زمان هاي بسيار دور، با قالب هاي نخستين آن، تا متدهاي و ظرف هاي پيشرفته ي امروزين آن، مسير پر فراز و نشيبي را در سير تكاملي خود پيموده است، كه ثبت و ضبط اين تكامل تدريجي، خود حديث و نوشتار مفصلي را خواهان است، كه پرداختن به چنين پژوهشي، حقيقتاً  بايسته اي لازم و ضرورتي انكار ناپذير است، كه البته جاي طرح و پرداختن به آن فعلاً اين جا نيست و فرصت و مقال ديگري مي طلبد.

در طول تاريخ فهرست نگاري نسخه هاي خطّي در گستره ي جهاني، فهرست هاي متنوّعي شكل گرفته و به جامعه ي جهاني پژوهشگران اين آثار، تقديم گرديده است، كه شمار اين فهارس، از ده ها هزار مورد نيز فراتر است. افزون بر كتب فهارس مخطوط[i] و چاپي، هزاران فهرست نيز در ضمن نشريّات داخلي و خارجي به زبان هاي مختلف مانند: فارسي، عربي، انگليسي، آلماني، اسپانيولي، ايتاليايي، فرانسوي، لاتين، تركي (استانبولي/ عثماني/ آذري/ ازبكي)، اردو، روسي، عبري، هلندي، مالايايي، ژاپني، صربوكرواتي (بوسنيايي) و ...، منتشر گرديده است. حال با توجّه و مبنا قرار دادن كتابشناسي هايي از اين نوع آثار، كه در سال هاي اخير در مجموعه هاي متنوّع، در داخل و خارج منتشر گرديده[ii]، مانند: المخطوطات الاسلاميّة في العالم، اثر تحقيقي و پژوهشي محقّقان مؤسّسه ي ميراث اسلامي الفرقان در لندن، يا  فهارس المخطوطات العربية في العالم[iii]، اثر عالمانه ي گورگيس عوّاد و آثار ديگر؛ بايسته است يك كتابشناسي جامع از اين آثار به زبان فارسي منتشر گردد، كه نمايانگر و آئينه ي تمام نماي همه ي آثار در قالب فهرست بوده باشد، كه به نوعي در آن از دو نسخه خطّي و بالاتر سخني به ميان آمده است؛ يا در ميان آثار و ابزارهاي سنّتي مانند: كتاب، مقاله و...، يا مدرن مانند: اينترنت و نرم افزارها و لوح هاي فشرده و ...، از چند دستنويس، يادي يا سياهه اي تهيّه شده است. ناگفته پيداست كه بدنه ي اصلي اين اثر بايد داراي دو بخش: الف) عناوين فهارس دستنويس ها به صورت عمومي كه عنوان آن به زبان اصلي همراه ترجمه ي فارسي آمده باشد؛ ب) عناوين فهارس نسخه هاي خطّي به صورت تخصّصي و موضوعي، مشتمل بر داده هاي كتابشناسي هايي كه به نحوي در باره ي: «يك اثر» مانند: نهج البلاغة، يا «يك موضوع خاصّ» مانند: فقه شيعه، و يا در باره ي «يك شخصيّت» مانند: ابن سينا، تنظيم و نگارش يافته باشد.



[i] . فهارس نسخه هاي خطّي چندي هستند، كه خود آن ها اكنون به صورت نسخه ي خطي! در برخي كتابخانه هاي ايران و جهان نگهداري مي شوند، كه شمار آنها فراتر از صدها مجلّد است؛  فهرستي از اين آثار مخطوط، با تتبّع در فهارس گوناگون كتابخانه هاي داخل و خارج كشور از سوي نگارنده، تهيّه شده، كه اگر توفيقي باشد، در آينده اي نزديك منتشر خواهد گرديد. در اين جا دست همه ي پژوهشگران و فهرست نگاراني را  كه به نحوي، آگاهي هايي در باره ي اين نوع فهرست ها «فهارس دستنويس مخطوط»، دارند،  مي فشاريم تا نگارنده را  راهنمايي و همراهي نمايند.

 

[ii] . به عنوان نمونه، اطلاعات هزاران فهرست نسخه هاي خطّي، اعمّ از كتاب  و مقاله، كه در ضمن نشريّات معرّفي شده، كه در بخش فهرست نگاري كتب خطّي كتابخانه ي آيت الله العظمي مرعشي نجفي (ره) نگهداري مي گردد، از سوي نگارنده در يك اثر با عنوان:  كتابشناسي فهارس دستنويس هاي  اسلامي كتابخانه هاي ايران و جهان در كتابخانه ي آيت الله العظمي مرعشي  نجفي (ره)، گردآوري شده، كه ان شاء الله در آينده اي نه چندان دور، به حول و قوّه ي الهي منتشر خواهد گرديد. بديهي است كه نخستين قدم براي رسيدن به طرح بزرگ: كتابشناسي فهرست هاي  دستنويس هاي اسلامي كتابخانه هاي جهان، انتشار تدريجي اطّلاعات كتابشناختي  فهارس نسخه هاي خطّي موجود در كتابخانه ها، حقيقتاً بايسته اي لازم و ضرورتي انكار ناپذير است.

  

[iii] . بايسته اي كه لازم بود مدخلي مستقل براي آن  لحاظ مي گرديد، مربوط به  كتابشناسي فهارس دستنويس هاي فارسي است، از آن جايي كه تاكنون فهارس متعدّد و متنوّعي در قالب هاي كتاب (مستقل و مشتمل) و مقاله نسبت به نسخه هاي خطّي فارسي چاپ و منتشر گرديده است؛ سزاوار است اين پژوهه ي لازم و ضروري در دستور كار پژوهشگران توانا قرار گيرد؛ گفتني است 40 سال پيش يك جزوه ي بسيار ناچيزي از فهارس دستنويس هاي فارسي توسّط آقاي ايرج افشار منتشر گرديده است؛ كه با توجّه به گسترش روز افزون و انتشار فهارس جديد، كه امروزه ديگر مفيد فايده نيست و بايد پژوهشي شايسته و جامع تري در اين خصوص صورت گيرد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 8:59  توسط حسین متقی  | 

در طول تاريخ علم و سير تكامل و پيشرفت علوم گوناگون، مترجمان، كه در واقع پل ارتباطي بين دو فرهنگ و دو انديشه ي دور از هم، به حساب مي آيند، نقشي بسيار كليدي در انتقال علوم ارزشمند ِ دانشمندان ِ ملل ديگر داشته و حقيقتاً تحوّلات بنياديني را در سير تكاملي دانش ايجاد نمودند، كه در مقابل اين همه تلاشِ طاقت فرساي آن ها، آن چه كه شايسته و بايسته ي تقدير از آنان باشد، به نظر نگارنده به طور جدّي، صورت نگرفته است؛ هر چند كه در سال‏هاي اخير آثاري نيز به صورت مقطعي در معرّفى و شرح حال مترجمان انتشار يافته، ليكن حقيقتاً كافى نيستند و به تعبير ديگر آثار منتشره به هيچ روى در برگيرنده ي همه ي مترجمان تأثيرگذار در حوزه‏ ي فرهنگ و دانش ايران زمين، خصوصاً حوزه ي نسخه‏هاي خطّي، نيستند. چه بسيار مترجماني گمنام كه به عنوان مثال آثار يونانيان را در زمينه هاي فلسفي، هندسه، رياضيّات، اخلاقي، هيئت، منطق، طبيعيّات و ... از زبان يوناني يا سرياني، به عربي برگردانده اند، كه نشانه ها و نمونه هايي اندك از تلاش علمي آنان در فهرست ابن نديم قابل مشاهده است، يا چه بسيار مترجمان تازه شناخته شده اي[i] كه آثار عربي را به فارسي بر گردانده اند و برگ زريني بر دفتر دانش و نام و يادي نيك از خود بر تاريخ علم وادب، به ميراث آيندگان بر جاي نهاده اند، ليكن شرح حالي از آن ها در هيچ يك از مصادر و تراجم ديده نمي شود. چقدر مناسب و حقّ شناسانه است، كه در يك اثري بزرگ، از اين انتقال دهندگان دانش پيشينيان و علوم ديگر اقوام و ملل و تمدّن ها، به گونه اي تفصيلي و به نحوي شايسته، با نام: فرهنگ جامع مترجمان در حوزه ي نسخه هاي خطّي؛ تهيّه گردد، كه علاوه بر آن، بي ترديد يكي از منابع و مصادر ماندني و ارزنده براي نسخ خطّي خواهد بود. گفتني است از آن جايي كه در نگاه نخست اين تلاش و پژوهش، ممكن است كاري بسيار بزرگ و گروهي به نظر رسد، مي توان اين پژوهه را در چندين بخش به ترتيب اولويّت، مانند: فرهنگ مترجمان آثار يوناني و ... تهيّه و تنظيم نمود؛ هر چند كه ناگفته پيداست براي رسيدن به پژوهه اي كامل و جامع در اين خصوص، ناگزير بايد دست به دامن پژوهش و تحقيق گروهي شد!


[i] . يا تهيّه و انتشار اثر گرانقدر و ارزنده ي جناب  ناجي نصرآبادي:  فهرست آثار فارسي شده چاپي؛  بخش اندكي  از اين انتظار، تلويحاً پاسخ داده شده است، كه همين جا به خود ايشان و همكارنشان دست مريزاد مي گوييم!؛ ليكن آنچه كه مورد انتظار است؛ تهيّه ي اثري جامع، كه نمايانگر شرح حال و بيان آثار مترجمان آثار عربي و فارسي و حتّي تركي، باشد كه به نحوي در شكل گيري علوم مختلف نقش داشته اند، باشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 8:58  توسط حسین متقی  | 

كار سنگين و طاقت فرساي تحقيق، تصحيح، احيا و انتشار نسخه هاي خطّي ِ غبار گرفته و متروك مانده در گوشه ي كتابخانه ها، از سوي مصحّحان آشنا يا ناشناخته، امري نيست كه در اين مقال و مجال اندك و كوتاه، در باره ي رنج ها، مرارت ها يا جايگاه واهميّت فوق العاده ي آن، سخني به ميان آوَرْد. امّا بر اساس «ما لايُدرك كلّه، لايُترك جلّه»، به نظر نگارنده، حداقلّ كاري كه بايسته و لازم است نسبت به اين عزيزان، صورت پذيرد، تهيّه ي يك اثر در معرّفي آثار و شرح حال احيا كنندگان اين آثار، يعني: مصحّحان نسخه هاي خطّي، در داخل و خارج از كشور، از زمان شكل گيري امر تصحيح نسخه هاست. بسياري از اين اشخاص كه خود توانايي خلق و تأليف آثاري را به نحو مستقل دارا مي باشند[i]، ليكن به خاطر احترام و ادب به پيشينيان و زنده كردن آثار و نام و ياد گذشتگان از دانشمندان اين مرز و بوم، ايثار كرده و در نهايت تواضع و غربت، نسبت به احياي اين آثار جانفشاني مي كنند؛ همه ي كساني كه از دور هم دستي بر آتش داشته، مي دانند در مسير شناسايي نسخ، دسترسي به تصاوير نسخ با توجّه به شرائط سخت حاكم بر كتابخانه هاي ايران! ، خواندن متن نسخه، مقابله، نمونه خواني، تحقيق، تصحيح، مراحل چاپ و ...؛ يك مصحّح با چه مشكلاتي دست و پنجه نرم مي كند. به نظر نگارنده تهيّه ي چنين اثري، كه مي توان آن را: فرهنگ كامل تصحيح كنندگان نسخه هاي خطّي، ناميد؛ براي شناسايي كارهاي تصحيحي مصحّحان، كه خوشبختانه در سال هاي اخير با سير فزاينده ي گرايش پژوهشگران به اين امر مهمّ، همراه  بوده است، امري لازم و ضروري و حقيقتاً از نوع  پژوهه هاي ارزنده و بايسته در حوزه ي نسخه هاي خطّي است.



[i] . بيش تر اين پژوهشگران علاوه بر امور تصحيح نسخ، در زمينه هاي گوناگون نيز داراي آثار مستقل و پژوهشي مي باشند؛ كه اميد است با ايجاد و تأليف چنين اثري، آثار اين بزرگواران به گونه اي مورد شناسايي و به صورت شايسته اي  معرفي گردند. به عنوان مثال يكي از پژوهشگران پرتلاش در زمينه هاي تصحيح نسخ «محمّد رضا جلالي نائيني» است، كه تاكنون بيش از 40 اثر در زمينه ي تصحيح  يا تأليف از خود به يادگار نهاده، كه بجاست اين پژوهشگران در يكجا به صورت كتاب يا به صورت تدريجي  به صورت مقاله در نشريات  اختصاصي دستنويس ها، به نحوي آثار تصحيحي، تأليفي و ...، همراه  شرح  حال آنان، منتشر گردد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 8:57  توسط حسین متقی  | 

كتاب ارزشمند  فرهنگ سخنوران، اثر: ع. خيام پور، براي كساني كه اندك پژوهشي در زمينه ي مباحث ادبي و آثار منظوم داشته اند، اثري آشنا و شناخته شده است؛ اين اثر شايد از معدود كتب تراجم در زبان فارسي باشد، كه تقريباً بر اساس ترتيب تخلّص شاعران غزلسراي، تنظيم ونگارش يافته است. از آن جايي كه اين اثر در برخي موارد از گزينه ي كليدي تخلّصِ شاعر، عدول و مدخل را امور ديگري، مانند: نسبت مشهور شاعر يا نسبت محلّ زندگي يا تولّد شاعر، قرار داده و نيز از آن جهت كه از زمان تأليف اين اثر بيش از 40 سال مي گذرد، و در اين سال ها، آثار فراواني، مانند: فهارس متنوّع دستنويس ها، در معرّفي شاعراني كه براي نخستين بار، در منابع، يادي از آن ها گرديده است؛ ضرورت تهيّه ي كتابي جامع بر اساس «تخلّص شاعران»، ضرورتي انكار ناپذير و بايسته است؛ ناگفته نماند مقوله ي «تخلّص شعري» را بيش تر، شاعراني به كار برده  يا مي برند كه به زبان هاي فارسي يا تركي، غزل مي سروده يا مي سرايند؛ شاعراني كه به زبان عربي شعر مي سروده اند، نسبت به زبان هاي فارسي و تركي، در اشعار خويش، كمتر از تخلّص،  بهره  جسته اند.

درامر فهرست نگاري كتب خطّي، شناسه ي اشعار، به خصوص غزل ها، به تخلّص هاي به كار رفته در آن وابسته است و چنان چه اثري جامع در خصوص تخلّص هاي شعري داشته باشيم، بسياري از معضلات و مشكلات شناسايي اين نسخ حلّ خواهد شد. اميد است جمعي از پژوهشگران ادب دوست و تلاشگر با تورّق منابع و مصادر به خصوص فهارس نسخه هاي خطّي، كه مملوّ و مشحون از تخلّص هاي شعري شاعران گمنام و يا شناخته شده هستند، و استخراج و ثبت آن ها در يك اثر با نام:  فرهنگ جامع تخلّص هاي شعري شاعران، خدمتي بزرگ به دانش و ادب غني زبان ها، نموده و از خود نام و يادي نيك بر پهنه ي ادب پرور اين ادبستان كهن و پرآوازه، يعني ايران، به يادگار نهند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 8:57  توسط حسین متقی  | 

مقالات بسيار زيادي تاكنون از سوي خاورشناسان و ايران شناسان برجسته ي خارجي، يا پژوهشگران كتابشناس يا نسخه شناس برجسته ي داخلي در زمينه هاي متنوّع نسخه هاي خطّي و اين مواريث كهن، در يادنامه ها، ويژه نامه ها، نشريّات گوناگون داخلي  و خارجي و يا ضمن كتاب هاي متنوّع مرتبط با نسخه هاي خطّي، انتشار داده اند، كه شايد بالغ بر هزاران مقاله و نوشته بوده باشد؛ متأسّفانه جز مواردي اندك، آن هم مربوط به نشريّات داخلي، كه جناب ايرج افشار در كارستان بي بديل خويش: فهرست مقالات فارسي (1-6)، كه همراه و در ضمن ساير مقالات با موضوعات ديگر، معرّفي نموده اند، تاكنون فهرستي جامع و اختصاصي از اين گونه آثار، كه نوعاً به زبان هاي لاتيني نگارش يافته اند، به زبان  فارسي تهيّه و منتشر نگرديده است. اين پژوهه به نظر نگارنده، بايسته ي بسيار لازم، ضروري و مفيد است، كه البته برخي از اين مقالات بسيار كاربردي بوده و در پروسه ي تحقيق و پژوهش نسخه هاي خطّي، نقشي كليدي و بنيادين را ايفا مي نمايند، كه غفلت از آن ممكن است خسارت هاي مادّي و معنوي جبران ناپذيري را، به بار آورد. 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 8:9  توسط حسین متقی  | 

در بسياري از مصادر و منابع، مقدّمه ي كتاب ها و نسخه هاي تصحيح شده از سوي پژوهشگران و ...، جسته گريخته، نسبت به نسخه هاي خطّي فهرست شده در مجموعه هاي گوناگون داخلي و خارجي و داده هاي آن ها، اظهار نظرهاي اصلاحي و ... شده، كه گاهي بسيار كليدي و راهگشا بوده و چه بسيار نقطه ي عطفي در شناسايي آن نسخ مي باشند. به عنوان نمونه در آثار ذيل در باره ي برخي نسخ معرّفي شده در فهارس آن كتابخانه ها، اظهار نظرهايي اصلاحي شده، كه در خور توجّه و عنايت است:  نابغه فقه و حديث، اثر سيّد محمّد جزائري، در باره ي فهرست كتابخانه ي مجلس شوراي اسلامي؛ المحقق الطباطبائي في ذكراه السنويّة الاولي، در باره ي فهرست كتابخانه ي آيت الله العظمي مرعشي نجفي ره؛ حديث عشق 1-5، كه در ميان مباحث كتاب اخيري، نسخه هاي خطّي فراواني به مناسبت در باره ي آن ها اظهار نظرهاي اصلاحي و ... شده؛ كه بسيار به جا و لازم است، كساني از پژوهشگران علاقمند به دانش نسخه هاي خطّي، اين موارد را استخراج و در قالب كتاب يا مقاله در نشريّاتي كه اختصاصاً براي اين امور و مشابه آن، راه اندازي شده اند،  منتشر سازند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 8:7  توسط حسین متقی  | 

در حدود يك سوم از آثار منظوم و منثوري كه به عنوان مواريث كهن، از پيشينيان به دست نسل كنوني رسيده، آثار مكتوب منظوم مي باشند؛ حال اگر از بخش ادبي، يعني  ديوان ها، كه خود حديث مفصّل و مستقلي است، بگذريم؛ نسخه هاي خطّي فراواني هستند كه در موضوع خاصّي، مانند: فقه منظوم، منطق منظوم، عقايد منظوم، اخلاق منظوم، طبّ منظوم،... و در قالب شعر، نگارش يافته اند؛ حال تهيّه ي فهرستي از آثار منظومي، كه درآن به نوعي به يك موضوع خاصّ پرداخته شده است، در قالب فهارس توصيفي موضوعي با تفكيك زبان يا كتابشناسي هاي متنوّع؛ امري است بسيار مطلوب در امر اطلاع رساني نسخ خطّي كه ثمره ي نخستين آن در امر فهرست نگاري و شناسايي اين نوع آثار، كه كم هم نيستند، هويدا خواهد شد؛ تا ثمره هاي بعدي....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 8:6  توسط حسین متقی  | 

كمتر فهرست نگاري است كه همه روزه در كار با نسخه هاي خطّي با حواشي محشّين در هامش برگ هاي آن و رموز به كار رفته در آن ها درگير نباشد؛ اين حواشي كه گاهي مفصّل هم مي باشد، در واقع به نوعي آثار تأليفي حاشيه نويسان، نيز به شمار مي روند؛ اين حواشي نوعاً داراي رموز و امضاهايي از حاشيه زنندگان آن ها مي باشند، كه در صورت شناسايي صاحبان آن ها مي توان به نوعي اين حواشي را در منابع به نام محشّي (حاشيه نويس) آن و با عناويني مانند: حاشية ...، ثبت نمود. متأسّفانه، براي شناسايي اين رموز در نسخه هاي خطّي با گستره ي جهاني آن، كار پژوهشي جدّي و قابل قبولي، صورت نپذيرفته است؛ البته ناگفته نماند كه براي شناسايي رموز به صورت عام، آثاري مانند: مفتاح الرموز يا معجم الرموز والاشارات، اثر آقاي محمّدرضا ممقاني و غير آن ها منتشر گرديده، ليكن به صورت اختصاصي بر مبناي نسخ خطّي موجود در كتابخانه هاي ايران و ساير كشورها، تتبّع و پژوهش خاصّي صورت نپذيرفته است. چنان چه ليستي از اين رموز و امضاها در اثري گردآوري شود، قطعاً براي شناسايي حاشيه نويسان، يك قدم بيش تر نزديك مي شويم؛ بي ترديد وجود چنين آثاري براي اموري مانند: تصحيح نسخ يا امر خطير فهرست نگاري بسيار مفيد و كليدي است.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 6:55  توسط حسین متقی  | 

كشف الظنون، اثر گرانمايه ي كاتب چلبي، حاجي خليفه، مصطفي بن عبدالله قسطنطيني (درگذشته به سال 1067 هـ.) را كمتر پژوهشگري است، كه با نام اين اثر ارزشمند و پرفايده در امر شناسايي كتاب ها و نسخ خطّي، ناآشنا باشد. اين گنجواره مملوّ و مشحون از آثاري است كه ازآغاز تا زمان خود مؤلّف[i] را در بر مي گيرد؛ اين كتاب شريف كه زمينه ي پيدايش ذيول چندي از جمله كتاب ايضاح المكنون، اثر اسماعيل پاشا بغدادي و هدية العارفين، از همو، را نيز در سال هاي بعد فراهم آورده است، كه به برخي ديگر نيز  در مقدمّه اي مرحوم آيت الله العظمي مرعشي نجفي2 ، موجود در آغاز كشف الظنون، چاپ دوجلدي كتابفروشي اسلاميّه / جعفري اشاره گرديده است ؛ از آن جايي كه در اين اثر داده ها و اطلاعات فراواني، خصوصاً در بخش كتب وابسته (شروح و حواشي)، آمده است، متأسّفانه فاقد يك راهنماي مناسب و جامع براي دستيابي به عناوين و مؤلّفين آن هاست. در سال هاي نخستين دهه ي هفتاد شمسي، نگارنده با امكاني كه برايش مهيّا شده بود، پرداختن به اين امر مهمّ وكاربردي را در صدر كارهاي ناچيز پژوهشي خويش قرار داد، ليكن در ابتداي كار يكي از فهرست نگاران! با اين نيّت كه مؤسّسه اي در قم در حال ذخيره سازي ديجيتالي اين اثر و ساير آثار بر روي لوح فشرده هستند، اين كار را با توجّه به وجود چنين نرم افزاري، بي فايده و كاري موازي ارزيابي كرده و اين ناچيز را از ادامه ي كار برحذر داشت! البته بعد از طيّ مدتي طولاني، نرم افزار معجم فقهي، بيرون آمد، مشخّص شد آن چيزي كه مراد نگارنده بوده، از طاقت و توان آن  نرم افزار خارج است و اصولاً كار كتابي چيز ديگري است ... و متأسّفانه آن فرصت به وجود آمده هم از دست رفت![ii] حال كساني از پژوهشگران كه به اهميّت اين كار واقفند، بايد يك راهنماي تفصيلي از محتواي كتاب هاي سه گانه، يعني:  كشف الظنون، ايضاح المكنون و هدية العارفين، بر اساس چاپ مشهور آن ها، كه همان چاپ استانبول است، تهيّه نمايند، كه به نوعي تمام نمايه هاي و فهارس لازم، اعمّ از عناوين، پديدآوران، اعلام، اماكن و ...، را داشته باشد و بايد توجّه داشت كه مهمترين و حسّاس ترين بخش استخراج مطالب، مربوط به كتب وابسته (شروح و حواشي) است كه دقّت و توجّه و حسّاسيّت بيش تري را مي طلبد. اين اثر با توجّه به نيازهاي پژوهشگران جهان به آن، بي ترديد مورد توجّه و اقبال بين المللي و جهاني قرار خواهد گرفت، به شرط آن كه استانداردها و پارامترهاي لازم در يك راهنماي كامل را، دارا باشد.



[i] . كتاب كشف الظنون، بعد ار درگذشت كاتب چلبي، مورد توجّه بسياري از محقّقان قرار گرفته و پژوهه هاي متعدّدي در زمينه ي آن به انجام رساندند؛  در اين ميان آنچه كه حائز اهميّت است اين كه، كساني همچون عربه جي پاشا و ويشنه زاده و ديگران (در همان دهه هاي نخستين وفات مؤلّف) داده هاي جديدي بر آن افزودند و حتّي برخي زوايد را از آن پيراستند، و وجود تاريخ هايي بعد از وفات مؤلّف در ميان اين اثر دقيقاً به همين جهت است!  البته متأسّفانه در چاپ هاي فعلي (استانبول و بولاق) اين افزوده ها كه بعد از وفات مؤلّف صورت گرفته، دقيقاً مشخّص نيست، خوشبختانه نخستين كسي كه اين اثر را به چاپ رساند، موارد افزوده را در قلاب قرار داده است. گوستاو فلوگل در چاپ 7 جلدي تحقيقي خويش ار اين اثر، كه همراه ترجمه آلماني آن در سال هاي 1835-1857م در وين به چاپ رسانده   است، در مقابله با نسخه ي خطّ مؤلّف، به بسياري از اين موارد افزوده و نقصان اشاره كرده است. اميد است اين اثر بين المللي با تصحيح دقيق تر با استفاده از نسخه ي خطّ مؤلّف و نيز پژوهه ي ارزنده «فلوگل» همانند كار وي با ذكر مشخّصات و موارد نقصان و افزوده و ....، همراه يك راهنماي مناسب، مشتمل بر فهارس متنوّع، خصوصاً عناوين اختصاصي آثار، ذكر شده در ذيل شروح، به زيور طبع آراسته گردد. و البته اگر پژوهه ي سنگين ديگري با عنوان: ترتيب كشف الظنون...، كه در آن بدون اين كه كلمه اي در متن كم يا زياد شود، از نو همه مدخل ها، حتّي عناوين مندرج در ضمن شروح و ...ترتيب بندي گرديده و بازنگاري گردد، كه بي ترديد يك پژوهش برتر و ماندگار در پهنه ي مراجع و منابع خواهد درخشيد!

 

[ii] . كتابي در سال هاي اخير در بيروت با عناوين جعلي: فهارس كشف الظنون يا أعلام كشف الظنون منتشر گرديد، كه بعد از تفحّص مشخّص گرديد، كه علي رغم عنوان فريبنده ي آن، فقط راهنماي كتاب هدية العارفين، آن هم به صورتي ناقص است! هر چند بر اساس " كفش كهنه در بيابان نعمت است!" وجود آن نيز در جاي خويش غنيمتي است. گفتني است در اين اواخر اثرى با عنوان: معجم الشروح و الحواشي، اثر عبدالله الحبشي، نگارش يافته و در سه جلد هم چاپ و منتشر گرديده است، كه اختصاص به كشف الظنون ندارد، بلكه بر اساس فهارس نسخه هاي خطّي، نگارش يافته است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 6:55  توسط حسین متقی  | 

دائرة المعارف بزرگ و ارزشمند:  قاموس الاعلام، اثر شمس الدين سامي، به زبان تركي با لهجه ي عثماني، يكي از آثاري است كه سامي براي تهيّه ي آن رنج هاي فراواني كشيده است و حقيقتاً مشحون و مملوّ از داده هايي از شرح حال ها و تاريخي و .. است؛ در اهميّت و جايگاه اين منبع بزرگ و ارزنده ي شش جلدي، همين بس كه از مرحوم علامه شعراني نقل گرديده: "اگر در زبان تركي اثري نبود، جز قاموس الاعلام سامي، مي ارزد كه به خاطر آن يك محقّق، زبان تركي را فراگيرد". حال چقدر به جاست براي استفاده ي پژوهشگراني كه با اين زبان آشنا نيستند، اين اثر به زبان فارسي نيز ترجمه و منتشر گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 6:54  توسط حسین متقی  | 

در ميان منابع، مصادر، فهارس و كتابشناسي هاي مختلف خارجي، به انبوهي از آثار برمي خوريم كه از زبان فارسي ترجمه شده اند؛ اين آثار به نوعي نمايانگر قلمرو زبان فارسي و عمق  نفوذ اين زبان شيرين در فرهنگ هاي ملل ديگر نيز هست؛ براي نمونه وقتي ببينيم رباعيات عمر خيام، به 72 زبان و يا ديوان حافظ و شاهنامه ي فردوسي به ده ها زبان ترجمه و منتشر گرديده است، آن وقت يك نوع احساس غرور و افتخار ملّي، سرتاپاي نسل جوان اين مرز و بوم را فرا مي گيرد[i]. واقعاً چه كسي است كه وقتي اين اثر و چنين پژوهه اي را كه در آن سياهه اي بلند از برگردان آثار نياكان ِ فرهيخته ي خويش را نظاره گر است، به وجد و شغف نيايد؟ حال چقدر به جاست كه اين آثار به همان زبان هاي ترجمه شده در يك كتابخانه ي تخصّصي جمع آوري و در اختيار و دسترس دانش پژوهان اين آثار قرار گيرند و نيز فهرستي جامع از اين آثار تهيّه گردد، تا حوزه ي تأثير گذاري و ميزان قلمرو نفوذ فرهنگ ايراني معيّن و مشخّص گردد. به عنوان نمونه در كتاب جهان ايران شناسي ، اثر شجاع الدين شفا، آثاري فراواني از اين دست ارائه گرديده كه توسّط شخصيّت هاي برجسته ي ديگر كشورها، آثار فرهنگي ـ ادبي ايران زمين را به زبان مادري خويش برگردانده اند؛ اين اثر براي پژوهشگران علاقمند براي كار و پژوهش در اين وادي، دست مايه اي ارزنده و بي ترديد مرجعي بسيار مفيد و كارساز خواهد بود.


[i] . ذكر اين نكته اين جا ضروري است كه متأسّفانه عدم آگاهي نسل جوان از افتخارات علمي و ادبي نياكان خويش در خمول و زواياي تاريخ مهد دانش و ادب و هنر، ايران، به علل گوناگوني، مانند: " كم كاري جريان هايي كه بايد فرهنگ كهن و مترقّي اين ملت را براي نسل هاي آينده تبيين نمايند"، منجرّ به اين شده كه امروزه شاهديم، برخي از جوانان، هويّت خويش را در پيوستن به فرهنگ هاي ديگر ملل و مهاجرت به جهان غرب، جستجو مي نمايند!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 6:53  توسط حسین متقی  | 

فهارس نسخه هاي خطّي انتشار يافته در داخل و خارج كشور، مشحون از آثاري است، كه فهرست نگاران آن ها به جهاتي، مانند: افتادگي آغاز نسخه ها  يا علل ديگر، از شناسايي عنوان اثر يا پديدآور ِ آن محروم مانده اند؛ به تعبير ديگر ميان داده هاي فهارس موجود، سياهه اي از مجهولات نسبت به نام اثر يا مؤلّف آن و يا هردو آمده، كه حال يا به جهت كار سطحي فهرست نگارِ آن و عدم تتبّع جدّي و عميق، مجهول مانده، يا اين كه واقعاً شناسايي نسخه به هر دليل امكان پذير نشده است. نكته ي بسيار جالب اين كه آثاري كه شناسايي آن ها به نحوي براي فهرست نگار آن امكان پذير نشده، دقيقاً بايد ايشان توصيفي كامل تر و بيش تر نسبت به آثار ديگر فهرست خود، از اين اثر ارائه دهند، تا شايد كساني كه آشنايي بيش تري دارند، بتوانند از طريق داده هاي محتوايي و متني ثبت شده از سوي فهرست نگار آن در فهرست، به شناسايي نسخه ي مذكور اقدام كنند؛ متأسّفانه حقيقت تلخي كه اين جا بايد بدان اذعان كرد، عكس آن صادق و ثابت است و در نوع  فهارس منتشره در ايران، جز موادري نادر، دقيقاً خلاف آن عمل شده و مي گردد، به نحوي كه آثار مجهول بدون هيچ توضيح وافي، كه مشتمل بر عناوين فصول و ابواب، نقل قول ها، مصادر مؤلف و ... باشد، بلكه مهمل رها مي گردد!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 6:52  توسط حسین متقی  | 

اگر از برخي فهرست نگاران نسخه هاي خطّي شهير در خارج از كشور، كه خود آنان خاورشناسان برجسته اي نيز بودند، بگذريم؛ بسياري از ايران شناسان و خاورشناسان  مشهور مانند: تئودور نولدكه[i]، يرژي بچكا، ژان ريپكا[ii]، ادوارد جي. براون[iii]، مينورسكي، برتلس[iv]، هلموت ريتّر، ريچارد فراي[v]، آ. جي. آربري[vi] و بسياري ديگر، كه به نوعي كارهاي ارزنده ي در حوزه ي نسخه هاي خطّي انجام داده و از خود به يادگار نهاده اند، كه برخي از آن ها قطعاً مي تواند در رديف منابع برجسته و كليدي  نسخه شناسي و كتاب شناسي قرار گيرند. حال اميد است پژوهشگران و محقّقان برجسته، توانا و آشنا با اين مشاهير، آثار ارزنده ي آنان را مورد شناسايي و در يك اثر، آن داده ها را براي نسل هاي آينده، جاودانه سازند.



[i] . Theodor Noldeke؛  بنا به نوشته ي عبدالرحمن بدوي در موسوعة المسشرقين، "نولدكه، بدون رقيب، پيرخاورشناسان آلماني است؛ تلاش پايدار و درخشش ذهن و آگاهي گسترده اش به ادبيات يوناني و شناخت كامل وي از سه زبان سامي (عربي، سرياني و عبري) همراه با طول عمرش كه از 94 سال تجاوز كرد، به او امكان داد تا اين جايگاه را نه تنها در ميان خاورشناسان آلمان، بلكه در ميان تمام خاورشناسان به دست آورد."؛ « نولدكه» در سال 1836م در هاربورگ (Harburg) به دنيا آمد و در سال 1930م هم درگذشت. او علاوه بر زبان هاي فراواني كه در طول زندگي پربار خويش فرا گرفت، دو زبان فارسي و تركي را هنگامي كه دانشجويي بيش نبود، آغاز نمود. وي در سال 1856م دكتراي مقدماتي خود را با نوشتن رساله اي  در باره ي  "تاريخ قرآن" به لاتين بود، به دست آورد و در سال 1860م آن را با عنوان: Geschichte der Qorans به آلماني ترجمه نمود و منتشر ساخت. وي كار تحقيق روي نسخه هاي خطّي را از سال 1856م در وين آغاز نمود. او از يك سال بعد كه به ليدن رفت، كار مطالعه روي دستنويس هاي عربي با متون كهن و سنگين را در دستور كار خويش قرار داد. او سپس بعد از چند سال به آلمان بازگشته و نسخه هاي خطّي برلين را از نزديك مورد بررسي علمي و كارشناسانه ي خود قرارداد. او اولين كسي بود كه فهرستي از تأليفات غزالي تهيّه نمود. از عجائب است كه او با اين كه تمام يا اكثر مطالعاتش و تخصصّش روي آثار اسلامي، ادبيات و تاريخ و جغرافياي كشورهاي عربي بوده، امّا هيچ وقت به اين كشورها سفر نكرد! از وي آثار فراواني برجاي مانده كه از آن جمله است: گفتارهايي در باره ي زبان شناسي سامي  و در باره دستور زبان فصيح عربي و ...؛ از شاگردان برجسته ي وي مي توان به ويلهلم آلوارت، فهرست نگار برجسته دستنويس هاي عربي برلين و «كارل بروكلمان»، نويسنده ي كتاب بزرگ:  تاريخ ادبيات عرب، و «هلموت ريتّر»، پژوهشگر شهير نسخه هاي خطّي اشاره نمود.

 

[ii] . Jan Rypka؛ خاورشناس و ايرانشناس اهل چك در سال 1886م به دنيا آمد و در سال 1968م درگذشت. او در دانشگاه وين زبان هاي عربي،  فارسي و تركي را فرا گرفت و در سال 1910م با رساله اي كه در باره يك ترجمه ي تركي قديمي از گلستان سعدي، نوشت، دكتراي خود را گرفت. وي بعد از اين كه سال ها  در دانشگاه  پراگ، استاد زبان هاي تركي و فارسي بود، بارها به ايران سفر كرده و مدت هاي طولاني در اين كشور اقامت گزيده و به تحقيق در باره ي ادبيات فارسي و به خصوص شعر و عروض فارسي پرداخت. كتاب اصلي وي: تاريخ ادبيات فارسي است كه از زمان فتح ايران توسّط مسلمانان تا قرن نوزدهم ميلادي را در بر مي گيرد؛ گفتني است اين اثر در سال هاي 57-1956م به زبان چك و آلماني و نيز پس از مدتي به زبان انگليسي ترجمه و منتشر گرديده است.

 

[iii] . Edvard G. Browne؛ خاورشناس انگليسي كه متخصّص در ادبيات فارسي، در سال 1862م به دنيا آمد و در سال 1926م نيز درگذشته است. او در سال 1887م در لندن دكتراي خود را در زمينه ي دانش پزشكي اخذ نمود. آغاز توجّه او به زبان هاي شرقي، خصوصاً زبان تركي  به سال 1877م برمي گردد؛ او پس از آن به آموزش زبان هاي فارسي و عربي روي آورد. «براون» عاشق نسخه هاي خطّي و بسيار ولوع در به دست آورده نسخ خطّي، خصوصاً نسخ فارسي در زمينه ي ادبيّات فارسي بود، وي در دوره ي اقامتش در ايران دستنويس هاي بسياري را به ثمن بخسي از دارندگان اين نسخ خريداري نمود، امروزه مجموعه ي وي در دانشگاه كمبريج انگلستان، نمايانگر گوشه اي از اين تلاش پيگير و ولوعانه ي وي!  در جمع آوري اين نسخ، قابل مشاهده است. داستان جالبي از چگونگي و سماجت وي در به دست آوردن نسخه اي از دست يك ايراني، به طور تفصيلي در كتاب خاطرات اولين سفرش به ايران كه با عنوان: يكسال در ميان ايرانيان  منتشر گرديده، خواندني است. مهمترين اثر وي همان كتاب معروف:  تاريخ ادبي ايران است كه «براون» تقريباً تمام مطالب آن را از طريق مطالعه از ميان نسخ خطّي فارسي كهن،  به دست آورده است؛ اين اثر امروزه يكي از منابع مهمّ تحقيق و پژوهش براي دانش پژوهان ادبيّات فارسي، به شمار مي رود.

 

[iv] . Bertles؛ خاورشناس  و ايران شناس شهير روسي كه به جهت تحقيقات دامنه دارش در شاهنامه فردوسي و انتشار نسخه ي تحقيقي از اين اثر جاودانه و حماسي ايران زمين و نيز تأليف: تاريخ ادبيات ايران به زبان روسي؛ شهرت و معروفيّت پيدا كرده است.

 

[v] . Richard Nelson Frie؛ ايرانشناس شهير و برجسته ي آمريكايي در سال 1920م دربيرمنگام ايالت آلاباما در خانواده اي سوئدي تبار متولّد شد؛ «فراي» از جواني به مطالعه در باره ي ايران، خاورميانه و آسياي مركزي پرداخت و با ارائه دو رساله: تصوّف تا زمان غزالي، در رشته ي فلسفه و آريايي ها در آسياي مركزي: بررسي مقدماتي، در رشته ي تاريخ دانش آموخته شد. پروفسور فراي به مدّت 40 سال كرسي تدريس مباحث مربوط به ايرانشناسي را در دانشگاه هاروارد  در آمريكا عهده دار بوده است. او بارها به ايران سفر كرده  و با شخصيّت هاي بسياري مانند: هدايت، چوبك، علوي، نفيسي، آل احمد، معين، دهخدا و ... ديدار و گفتگو كرده است. ميزان آشنايي او از ايران، تاريخ و فرهنگ آن و زبان فارسي بيش تر از بسياري از ايرانيان است! ؛از وي آثار بسياري در باره ي زبان فارسي و ايران منتشر گرديده كه برخي عبارتند از: ميراث ايران، ميراث آسياي مركزي، تاريخ ايران (كمبريج) و ... .

 

[vi] . Arthor J. Arberry ؛ خاورشناس و ايران شناس شهير انگليسي است، كه به واسطه ي تحقيقات عميقش در زمينه ي  تصوّف و ادبيات فارسي معروفيّت پيدا كرده  است. «آربري» در سال 1905م درجنوب انگلستان به دنيا آمد و در سال 1969م درگذشت. وي از شاگردان برجسته ي «رينولد آلن نيكلسون» بود كه از سال 1927م  با آموزش زبان عربي نزد وي،  دوستي عميقش با او شروع و تا زمان مرگ او در سال 1945م، پيوندي عميق و عهدي وثيق بين اين دو برقرار بود و شخصيّت نيكلسون تأثيرات ژرفي بر وجود آربري  نهاد. ناگفته نماند وي در سال 1936 دكتراي خود را در  رشته ي ادبيات اخذ نموده و از همان سال ها به نسخه هاي خطّي و مطالعات و تحقيقات روي آن ها راغب گرديد. او از همين ايام فهرست هايي متنوّع براي  نسخ خطّي كتابخانه ي چستربيتي دوبلين در ايرلند نگاشت. وي هنگامي كه «مينورسكي» در سال  1944م  بازنشسته شد، او به جاي وي به استادي زبان فارسي در مدرسه ي خاورشناسي و مطالعات آفريقايي نشست. علاوه بر فهارس نسخه هاي خطّي، آثار ديگري نيز از وي به يادگار مانده كه برخي عبارتند از: ترجمه ي كامل قرآن كريم،  قرائت به زبان نوين فارسي، گلستان سعدي به همراه تعليقات آربري، ادبيات كهن فارسي و ... .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 6:51  توسط حسین متقی  | 

در ميان نسخ خطّي موجود در كتابخانه هاي داخل و خارج، آثاري ديده مي شوند، كه به گونه اي نقش واسطه اي بين فرهنگ ها و ملل و نيز روابط فرهنگي ـ سياسي دو ملّت را از نظر تاريخي و ...، ايفا مي كنند؛ البته نوعاً اين آثار، چه از لحاظ موضوعي و چه از لحاظ پديدآوران آن ها، هيچ يك مستقيم وابسته به فرهنگ اين مرز و بوم (ايران) نيستند؛ نسخه هايي با عناوين: تاريخ جنگ واترلو؛ تاريخ جنگ هاي ناپلئون و ...، كه بيش تر در قالب رمان و ... وارد فرهنگ اين سرزمين شدند، مي توان ازآن ها در مقولاتي مانند: گفتگوهاي تمدّن ها يا مذاهب و نيز روابط فرهنگي دو ملّت ايران و ...، بهره كافي را ازآن ها برد. مثلاً در بررسي روابط فرهنگي و تاريخي دو ملّت ايران و فرانسه و همچنين تأثيرات (تأثير پذيري/ تأثير گذاري) فرهنگي، ادبي و ... آن ها  در يكديگر، يا ميزان، نوع و عمق  نفوذ فرهنگ اين ملل را در فرهنگ هاي متنوّع اين مرز و بوم در دوره هاي خاصّ، مي توان با توجّه به اين آثار، در بوته ي ارزيابي علمي و تاريخي قرار داد. براي نمونه نگارنده سال هاي گذشته فهرستي از آثار مخطوط، موجود در كتابخانه هاي ايران و خارج را كه به زبان هاي عربي يا فارسي نگاشته شده اند، تهيّه نمود كه به نوعي با كشور فرانسه مربوط مي گرديد؛ از اين دست فهارس  مي توان براي كشورهايي، مانند: انگلستان، عثماني (تركيه)، آلمان، روسيه، اسپانيا، پرتغال و ... تهيّه نمود، كه در سير تاريخي پر فراز و نشيب ِ ايران زمين نقشي اساسي داشته و نيز در بررسي ‏هاي بين‏المللي روابط فرهنگي ـ سياسي ايران با ساير كشورهاي جهان در رشته‏هاي متعدّد به عنوان منابع اصيل تاريخي، مورد بهره‏برداري دانشجويان و ساير دانش پژوهان قرار خواهد گرفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 6:50  توسط حسین متقی  | 

نسخه هاي خطّي و پرداختن به امور تنظيم و رده بندي آن ها، بر اساس تعاريف و تقسيم بندي هايي كه امروزه در گستره ي جهاني، نسبت به علوم مختلف، صورت پذيرفته، در ذيل عنوان دانش " كتابداري و اطلاع رساني" گنجانده شده اند. حال با توجّه به گستردگي آثار و موادّ كتابخانه اي  شامل: كتاب ها، نشريّات، نقشه ها، لوح هاي فشرده (CD)، صفحه هاي گرامافون، اسناد، نوارهاي كاست صوتي و تصويري، ميكروفيلم ها و ... ، كه همگي در حوزه ي تكفّل اين دانش تعريف مي گردند؛ و اين كه اين دانش كه خاستگاه آن يعني، مغرب زمين و بر اساس آثار وجودي و نوع نگرش و افكار و دانش هاي خود آن ها شكل گرفته و تحوّل يافته است، نسخه هاي خطّي، ميراث مشرق زمينيان، در اين علم يك جايگاه و مكانتي كاملاً حاشيه اي دارند؛ و اين كه اصولاً با تعاريف جهاني و داده هاي ارائه شده ازموادّ دانشگاهي در متون "دانش كتابداري" ، سهم پرداخته شده به امور نسخه هاي خطّي، با توجّه به گستردگي و فراگيري آن، چه ميزان و چند درصد است؛
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 6:49  توسط حسین متقی  | 

در سال هاي اخير از رهگذر پيشرفت دانش و فن آوري رسانه اي و ابزارها، زمينه هاي متعدّدي براي پژوهش در موضوعات متنوّع  نسخه هاي خطّي در گستره ي جهاني، عايد پژوهشگران گرديده است، كه از آن جمله داده هاي ديجيتالي و الكترونيكي در رسانه ي عظيم شبكه ي اينترنت و يا برنامه هايي مفيد در قالب نرم افزارهاي قابل عرضه، مانند: لوح هاي فشرده (CD) است. چه بسيار متن فهارس نسخه هاي خطّي و يا تصاوير نسخ خطّي موجود در كتابخانه هاي داخل و خارج از كشور، با پشتوانه ي بانك هاي اطلاعاتي مدرن، به صورت روي خطّي و همزمان (Online) در اين شبكه در دسترس پژوهندگان اين امور هست؛ نيز در اين شبكه، كتابخانه هاي ديجيتالي متعدّدي به صورت روي خطّي، وجود دارند كه از طريق آن رسانه ي جهاني به داده هاي صدها هزار نسخه خطّي مربوط به كتابخانه هاي ايران[i] و جهان، همچنين متن هزاران كتاب چاپ شده  ـ كه از آن ها با عنوان كتاب يا نسخه ي الكترونيكي (e-book) ياد مي شود ـ و نيز اسناد گوناگون، به صورت رايگان يا بسيار ارزان دسترسي و استفاده نمود؛ حال محقّقان آشنا و متخصّص، بايد علاوه بر معرّفي سايت هاي اينترنتي مرتبط با دستنويس هاي اسلامي يا معرّفي ِ نرم افزارهاي موجود در اين زمينه ها، اين داده ها را پردازش كرده و به زباني ساده و قابل فهم همگان در اختيار نسخه پژوهان قرار دهند. ناگفته پيداست اين پژوهشگران، بايد به طور مستمرّ و بدون وقفه و پيوسته، اطلاع رساني اموري، مانند: طراحي هاي بانك هاي اطلاعاتي انجام گرفته يا در حال انجام براي ذخيره سازي داده هاي متنوّع از نسخه هاي خطّي، كتابشناسي ها و يا پژوهه هاي در حال انجام  نرم افزار پردازان را، با ارائه ي مقالات ارزشمند و متنوّع خويش به اطلاع همگان برسانند[ii].



[i] . براي نمونه يكي از كارهاي بسيار ارزنده و كليدي كه در سال‏هاي اخير با تحمّل رنج‏ها، مشقّات و زحمات فراوان در زمينه‏هاي يادشده صورت گرفته، تهيّه ي فهرستى مشترك از نسخه‏هاي خطّي موجود در كتابخانه هاي ايران و برخي كتابخانه هاي جهان به صورت ديجيتالى بوده، كه از سوي بخش اطلاع‏رسانى كتابخانه ي آيت‏الله العظمي مرعشي نجفي (ره) صورت پذيرفته، كه مشتمل بر داده‏هاي صدها فهارس نسخه‏هاي خطّي، به زبان‏هاي عربى،  فارسى و ...، حاوى اطّلاعات بيش از چهارصد هزار نسخه‏ ي خطّي از نسخ كتابخانه‏هاي ايران و جهان به زبان‏هاي عربى، فارسي، تركي، اردو و...، مى‏باشد. ناگفته نماند دسترسي به داده‏هاي نسخه‏هاي خطّي ياد شده، اكنون به صورت روي خطّي (Online) از طريق شبكه جهاني اينترنت با آدرس اينترنتي كتابخانه ي بزرگ آيت الله العظمي مرعشي نجفي (ره) (http://www.marashilibrary.com) امكان‏پذير است. گفتني است در سال‏هاي اخير، مؤسّسات ديگري نيز در زمينه ي ارائه ي ديجيتالي محتواي فهارس دستنويس ها، اشتغال داشته يا دارند؛ شكراللَّه سعيهم.

 

[ii] . در ايام نگارش اين نوشتار با خبر شديم، برادر و دوست گرامي و پژوهشگر پرتلاش، آقاي مجيد غلامي جليسه، فعاليّت رسمي سايت اينترنتي  خويش را  آغاز نموده اند، كه اختصاصاً در زمينه ي اطلاع رساني و پژوهش در عرصه ي نسخ خطّي  است، آدرس اين سايت: http://www.bayaz.net  مي باشد. ضمن آرزوي موفقيّت براي ايشان، دست مريزاد مي گوييم!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 6:48  توسط حسین متقی  | 

براي دسترسي به آثار تأليف گرديده يا كتابت شده در يك دوره ي تاريخي خاصّ، مانند: دوره هاي سلجوقي، ايلخاني، تيموري، صفوي، افشاري، زندي، قاجاري و ...، كه از منظرها و حيث هاي گوناگون تاريخي قابل نگرش و ارزيابي بوده و در امر فهرست نگاري هم امري بسيار مطلوب، ارزشمند و كاربردي هستند؛ البته بي ترديد اين سلسله آثار اگر در قالب ها و حوزه هاي جغرافياي نيز شكل گرفته وبه صورت علمي و دقيقي تعريف و ارائه گردد، كاربرد آن در مبحث «تاريخ علم ايرانيان و مسلمانان» بسيار راهبردي و ارزشمند خواهد بود. اميد است كساني از پژوهشگران و محقّقان كه توانايي استخراج و تنظيم اين نوع فهارس گرانمايه را در خود مشاهده مي نمايند، آثار نگاشته شده در يك دوره ي خاصّ تاريخي در حوزه ي جغرافيايي كشورمان ايران[i] را در يك اثر به صورت فهرست توصيفي يا غير آن، مانند "كتابشناسي" گرد آورده و با اين خدمت و كارستان ِ بزرگ خويش نام و ياد خود را در دفتر بزرگ پژوهشكده ي ملّي مهد ِ دانش و ادب، ايران، جاودانه سازند.


[i] . به جهت گستردگي آثار تأليف شده يا كتابت شده، در برخي از اين دوره ها، پژوهشگران مي توانند بررسي و فهرست نگاري اين آثار را بر دوره هاي كوچكتري نيز تقسيم و ارائه دهند، به عنوان مثال آثاري را  كه در زمان حكومت و فرمانروايي الجايتو، سلطان محمّد خدابنده، (703-716هـ.) تأليف يا كتابت گرديده، در قالب هاي فهارس تحليلي يا توصيفي و يا حتّي نامگوي، معرّفي نمايند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 6:47  توسط حسین متقی  | 

از پژوهش هاي بايسته و لازمي كه خلأ وجودي آن در ميان مراجع پژوهشي، خصوصاً هنگام فهرست نگاري دستنويس ها، به شدّت احساس مي گردد، فهرست  آثار مكتوب بر اساس تاريخ تأليف آن هاست؛ با اين توضيح  كه آثار، به خصوص دستنويس ها، براساس تاريخ تأليف و موضوعات آن ها رده بندي شده و معرّفي گردند؛ پژوهشگراني كه به نحوي در امر فهرست نگاري نسخه هاي خطّي دستي دارند، مي دانند كه گاهي  پيش مي آيد كه فقط موضوع  و تاريخ دقيق تأليف اثري در دست است و يا حتّي تخمين زده مي شود، مثلاً اثري فقهي ـ شيعي از سده ي 7 هـ. است؛ اگر فهرستي توصيفي يا حتّي نامگوي، بر اساس تاريخ تأليف آثار مكتوب، تنظيم گرديده باشد، قطعاً در شناسايي نسخه ها، اعمّ از عنوان و پديدآور آن كارساز و مفيد خواهد بود و در مثال مذكور، كه نسخه ي ما اثري فقهي بود، مي توان كتب فقهي ـ شيعي تأليف شده در سده ي 7هـ . را به ترتيب در يك جا مشاهده نمود و بهره گرفت؛ حال سخن در اهمّيت، فوائد و كاربردهاي متعدّد چنين اثري در سايرعلوم و ...، خود حديث ديگري است كه درك ابعاد گوناگون وجودي چنين مرجع هايي، در مقطع كنوني ممكن است براي برخي پوشيده بماند! 
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 6:46  توسط حسین متقی  | 

امر تهيّه و نگارش كتابشناسي هاي متنوّع در موضوعات گواناگون، سواي اهميّّت، جايگاه و نقش مهمّي كه در مقوله ي پژوهش نسخه هاي خطّي، اعمّ از فهرست نگاري يا تصحيح و ... ، ايفا مي كنند؛ بر اساس يافته هاي نوين و نيز انتشار فهارس نسخه هاي خطّي جديد، احتياج به تجديد نظر، اضافات، استدراكات و ... دارند؛ حال وظيفه ي اين تجديد نظرها و استدراكات، در وحله ي نخست متعلّق به  كساني است، كه  افتخار نگارش فلان موضوع كتابشناسي، نخستين بار نصيب آن ها شده است؛ چرا كه اين پژوهشگران به جزئيّات امور آن كتابشناسي آشناتر از ديگراني هستند، كه قصد دارند ابتدائاً به تهيّه ي يك كتابشناسي در اين زمينه ي خاص بپردازند. اميد است همه ي كساني كه به نوعي يك كتابشناسي موضوعي تهيه نموده اند، نسبت به ثبت، ضبط و ادامه ي نگارش داده هاي مربوط به موضوع كتابشناسي منتشره ي خويش به هرترتيب به صورت كتاب يا مقاله در مطبوعات اقدام نمايند، تا إن شاء الله در زماني خاصّ نسبت به ويرايش جديد از اثر خويش به صورت كامل قدم هاي نهايي را بردارند. اصولاً در نگارش كتابشناسي ها، از  اين نظر كه همه روزه آگاهي هايي جديدتري در موضوع آن كتابشناسي، به جهت انتشار يا دسترسي به منابع و فهارس جديد، يافت مي گردد؛ به نظر مي رسد اين آثار با ويرايش جديد، حداقلّ هر پنج سال يك بار، بايد از سوي نگارندگان آن كتابشناسي ها يا كسان ديگر از پژوهشگران، انتشار يابد.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 6:45  توسط حسین متقی  | 

بيش تر محقّقاني كه با نسخه هاي خطّي در ارتباطند، عنايت دارند كه نوعاً در برگ هاي آغازين اين نسخ، تقريظ يا دست نوشته اي از بزرگان دين ودانش آمده است، كه يا به جهت اين كه نسخه در تملّك آنان بوده، يا به هر دليل ديگر، عباراتي بسيار شيوا، كليدي و مهمّ در معرّفي اثر يا مؤلّف آن و ...، نگاشته اند كه گاه به جهت شناخت عميقي كه اين شخصيّت ها با محتواي اثر يا پديدآور آن داشته اند يا با نگارنده هم عصر بوده اند، تقريظي نوشته اند، كه در اين صورت اين تقريظات كاملاً منحصر به فرد محسوب مي گردند. اين داده ها و اطلاعات ثبت شده در اين دست نوشته ها، معمولاً حاوي اطلاعات دست اوّل و نكاتي بديع مي باشند، كه شايد در هيچ يك از  مصادر ديگر نتوان يافت. به عنوان نمونه به تقريظات و يادداشت هاي مرحوم حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي ره بر روي نسخه هاي خطّي[i] موجود در كتابخانه ي معظّم له، اشاره كنيم، كه مشحون و مملوّ از مطالب دست اول و منحصر به فرد در موضوع كتابشناسي يا نسخه شناسي اثر يا فوائد و نكات مهمّ و ارزشمند ديگري مانند: رجال، تراجم، انساب، تاريخ و ...، در طول حيات شريفشان طيّ مقاطع مختلف تاريخي، نگاشته اند. حال چقدر به جاست كه اين دست نوشته ها از روي نسخ خطّي كتابخانه ها، مورد شناسايي، ثبت، پردازش و بالمآل دراثري جامع و وافي گردآوري گردد؛ كه قطعاً اين اثر در قالب يك مرجع، جزء آثار ماندگار، ارزشمند و نفيس در حوزه ي تراجم نگاري، كتابشناسي، نسخه شناسي و ...، و با عنوان نمادي از  يك پژوهش برتر درميان ساير آثار، خواهد درخشيد.



[i] . در خصوص اين بزرگوار بايد گفت كه ايشان علاوه بر نسخه هاي خطّي كتابخانه، تقريظات بسيار ارزشمند و مفصلي را بر بسياري آثار چاپي نگاشته اند، كه مشحون از فوائد تفسيري، حديثي،  تاريخي، رجالي، كتابشناسي و ...است، كه به برخي از آن ها در كتابشناسي توصيفي مرحوم آيت الله العظمي مرعشي (ره) اشاره شده است. گفتني است به توصيه ي توليت محترم كتابخانه، نگارنده زماني طيّ چند ماه با يك تحقيق ميداني وسيع در بازبيني و بررسي 200/12 دستنويس فهرست شده (مجلدات 1-30) ، يادداشت هاي آن مرحوم را بر روي نسخ، شناسايي و ثبت نموده بود، گفته شده اين داده ها و اطلاعات  بعد از پردازش به صورتي تفصيلي ان شاء الله درآينده چاپ و منتشر خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 6:45  توسط حسین متقی  | 

روند بررسي و انتشار داده هاي اسناد تاريخي در ايران، به صورت كلّي در اختيار دستگاه هايي همچون: سازمان اسناد ملّي ايران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، مركز اسناد و تاريخ ديپلماسي وزارت امور خارجه و ...، قرار دارد؛ ليكن كتابخانه هاي اصيل و بزرگ كشور و نيز برخي مجموعه هاي خصوصي، مشحون و مملوّ از اسنادي تاريخي هستند، كه جز برخي از اين مراكز، كه نمونه هايي از آن ها را  منتشر ساخته اند، بقيّه به جهت اولويّت بندي هايي كه در معرّفي آثار كهن موجود در آن كتابخانه ها نسبت به مجموعه هاي ديگر مانند نسخه هاي خطّي، قايل هستند، اصولاً هيچ اقدامي و تمهيدي براي شناسايي و معرّفي اسناد مذكور صورت نپذيرفته است. از آن جايي كه اين اسناد مشتمل بر حقايقي بسيار جزيي و دقيق از حوادث تاريخي، كه حتّي برخي ممكن است مسير يك قضاوت غير منصفانه ي تاريخي را نسبت به شخص يا جرياني، تغيير دهند[i]، و نيز حاوي گزارش هاي متنوّعي از جريان هاي اجتماعي، اعمّ از وقف، مرافعات محكمات و يا احوال شخصي، مانند: ازدواج و شجره نامه[ii] و... هستند؛ داراي جايگاه و اهميّتي خاصّ و مهمّ مي باشند، كه بر احدي از اهل تحقيق و پژوهش پوشيده نيست. حال كه اين اسناد به نحوي نمايانگر جزئيّات هويّتي و تاريخي مردم اين سرزمين هستند، ضروري است دستگاه ها و يا پژوهشگراني دلسوز براي تاريخ اين مرز و بوم با ارائه ي طرحي مناسب نسبت به شناسايي، معرّفي، ذخيره سازي تصوير متن آن ها در ابزارهاي مدرن روز، مانند: ميكروفيلم يا لوح هاي فشرده  و بالمآل انتشار داده ها يا محتواي اين اسناد، اقدامي عاجل در خور آن انجام دهند.


[i] . براي دانستن اهميّت برخي از اين اسناد، به نمونه اي از آن ها اشاره مي نماييم: دستنوشته ي اصلي مرحوم آخوند خراساني در باره ي شهيد «شيخ فضل الله نوري»  سال ها نزد يكي از مجموعه داران  به نام آقاي ... و خاندان وي نگهداري مي شده است؛ (تصوير اين سند، نخستين بار در كتاب: خطّ سوم در تاريخ مشروطيّت ايران، نوشته ي آقاي ابوالفضل شكوري، كليشه شده است) و اين در حالي بوده كه دستنوشته ي جعلي و ساختگي از سوي برخي معاندين براي آن بزرگوار، سال ها در كتاب هايي مانند: تاريخ مشروطيت ايران نوشته ي احمد كسروي، به عنوان حقايقي انكار ناپذير بر ذهن نسل هاي بعدي  تزريق مي گرديده است!

 

[ii] . باتوجّه به مقوله ي «سيادت» و انتساب به اهل البيت عليهم السلام و جايگاه ارزشي آن در ميان ايرانيان و حتّي مسلمانان ساير كشورها از فرق ديگر اسلامي، از ديرباز مبحث تبارشناسي و علم انساب در ميان مسلمانان از علوم ارزشمندي بوده است كه تا همين اواخر شخصيّت هاي برجسته اي مانند مرحوم آيت الله العظمي مرعشي نجفي عالم به اين علم شريف بوده اند، ليكن متأسفانه با از ميان رفتن عالمان علم نسب شناسي در مقاطع تاريخي كنوني، اين دانش ارزنده و مهمّ به محاق افتاده است. اسناد و شجره نامه ها، در تبيين شناسايي نسب سادات و انتساب آنان به خاندان عصمت و طهارت عليهم السلام نقشي بنيادين و اساسي ايفا مي نمايند؛ اگر چنان چه فهرستي جامع از اين اسناد خاصّ يا داده هاي آن ها، كه در بين خانواده ها يا لابلاي هزاران سند در مراكز فرهنگي مختلف، پراكنده است؛ حال چقدر  مناسب است يكي از مراكز ياد شده يا توسّط مؤسّساتي كه در اين زمينه ها به صورت تخصّصي اشتغال دارند، اين اطلاعات و داده هاي ارزنده گردآوري و به صورتي علمي پردازش شود، كه بي ترديد در حلّ بخشي از دغدغه هاي بسياري از مسلمانان هموطن يا مسلمانان ساير نقاط جهان، كه دوست دارند از هويّت نسبي خويش، آگاهي يابند، مفيد و راهگشا خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 6:44  توسط حسین متقی  | 

در تمام يا بيش تر كتابخانه ها ي كشور و مراكزي كه به نحوي كار و روند فهرست نگاري نسخ خطّي در آن ها جريان دارد، در طيّ مقاطع زماني مختلف، پژوهشگراني گمنام، يادداشت ها و احياناً تذكّراتي در خصوص دستنويس هاي معرّفي شده ي آن مراكز در فهارس منتشره، اعمّ از استدراكات، اغلاط، و اشتباهات فهرست نگاري، را به متولّيان كتابخانه ها يا مسؤولين امور فهرست نگاري، ارائه داده اند، كه آن ها معمولاً آن استدراكات را در يك دوره ي مشخّص از فهارس دستنويس هاي آن مراكز، مانند: كتابخانه ي آيت الله العظمي مرعشي نجفي ره ، كتابخانه ي مجلس شوراي اسلامي، كتابخانه ي آستان قدس رضوي، كتابخانه ي مركزي دانشگاه تهران و ...، مضبوط است؛ حال چقدر به جاست اين مراكز، براي آگاهي پژوهشگران ديگر از اين داده ها و اطلاعات ناب و نيز اصلاح فهارس خويش، به نحوي به انتشار اين دست نوشته ها و حواشي ارزشمند و سودمند، اقدام نمايند.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 6:42  توسط حسین متقی  | 

در كتابخانه هاي داخل كشور علاوه بر دستنويس هاي عربي، فارسي و تركي، نسخه هاي خطّي جالب و متنوّعي به زبان هاي سامي و شرقي، مانند: سرياني، عبري، اردو، سانسكريت، برمه اي، مالايايي، حبشي، اوستايي، پهلوي، سغدي و ... و يا زبان هاي لاتيني وجود دارند، كه از جايگاه جهاني و اهميّت و نفاست و قدمت فوق العادّه اي برخوردارند. اين آثار، يا ميراث فكري و علمي دانشمندان اقلّيت هاي مذهبي همين سرزمين هستند، يا ميراث علمي و پيشينه ي هويّتي فرهنگ اقوام، اديان و ساير ملّت هاست، كه دست تقدير آن ها را طيّ ساليان متمادي به بلنداي تاريخ، به كتابخانه هاي عمومي و خصوصي اين مرز و بوم كشانده است؛ به هر تقدير اين نسخ يا به جهت فقدان تخصّص كافي فهرست نگاران در زمينه ي شناسايي و فهرست نگاري آن ها و يا به لحاظ اولويّت بندي هايي كه در اين مراكز، نسبت به معرّفي و فهرست نگاري نسخ به زبان هاي عربي، فارسي و تركي وجود دارد، اين نسخه ها، تاكنون به تفصيل يا اجمال معرّفي و شناسانده نشده اند؛ بر اساس برآورد كارشناسان متخصّص در اين امر، تعداد اين نسخه ها در كلّ كشور هزار و پانصد نسخه تخمين زده مي شود؛ اميد است از سوي متولّيان كتابخانه ها، اين نسخ در اختيار كارشناسان و پژوهشگراني كه به نوعي تخصّص كافي و لازم را در زمينه ي شناسايي و معرّفي اين آثار دارند، قرار داده شود، تا پس از شناسايي اين نسخ در كتابخانه ها، همگي در يك اثر با عنوان: فهرست مشترك نسخه هاي خطّي سرياني، عبري، حبشي و... در كتابخانه هاي ايران، چاپ و منتشر گردد.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 6:41  توسط حسین متقی  | 

فهارس نسخه هاي خطّي كه در ايران منتشر شده يا مي شوند، جز بخشي ناچيز از آن ها بعضاً فاقد فهارس اصلي متنوّع، مانند: فهرست عناوين، پديدآوران و نيز نمايه هاي فرعي استاندارد پايان كتاب، مانند: نمايه ي كاتب، اعلام، اماكن، مُهرها، متملكان و ...، مي باشند و حتي برخي مراكز مهمّ در ايران، مانند: كتابخانه ي ملّي، مجلس شوراي اسلامي، جز چند مجلّد اخيري فهارس، اصولاً فاقد هر گونه كتاب راهنماي جامع منتشر گرديده[i]، براي دستيابي به عناوين نسخه ها و مؤلفان و پديدآوران آن ها و ... ، هستند و براي دستيابي به داده هاي كليدي نسخه هاي كتابخانه، بايد به تك تك مجلّدات فهارس مذكور مراجعه نمود! يا اين كه بايد به كتابخانه هاي مربوطه مراجعه و از فهارس و راهنماهاي دستنويسي كه اين مراكز، مانند: كتابخانه ي مجلس براي خود تهيّه نموده اند، بهره برد؛ اخيراً برخي كتابخانه ها، مانند: كتابخانه ي ملّي ملك، طي سه جلد( مجلّدات 11-13)، به اين مهمّ پرداخته، كه كاري بسيار پسنديده و ارزشمندي بوده، كه همين جا، سزاوار است بر تهيّه كنندگان آن راهنماها، دست مريزاد بگوئيم! اميد است متولّيان امور كتابخانه ها به اين امر مهمّ عنايت خاصّي مبذول داشته و تهيّه ي راهنماها و فهارسي متنوّع، مشتمل بر نمايه هاي ياد شده و غير آن ها را، كه انصافاً فوائد زيادي برآن ها مترتّب است، در برنامه و دستور كار خويش، قرار دهند.



[i] . گفته شده مجموعه فهارس كتابخانه هايي مانند كتابخانه ي مجلس شوراي اسلامي، داراي دو جلد راهنماي كامل حروفچيني شده براي مراجعه كنندگان فهارس در داخل آن كتابخانه مي باشد! ....؛ سخن در انتشار رسمي و همگاني اين نوع راهنماها است كه مراجعان به فهارس در ديگر مراكز و نيز پژوهشگران آن سوي مرزها بتوانند به آساني به داده هاي اين فهارس دسترسي پيدا كنند و اميد مي رود متوليّان اين مراكز علمي مهمّ، مانند كتابخانه ياد شده، تهيّه و انتشار راهنماي كامل و جامع مشتمل بر داده هاي اصلي و فرعي تمام فهارس منتشر گرديده، در دستور تحقيق و انتشار قرار دهند، چنين باد!

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 6:41  توسط حسین متقی  | 

بر دانش پژوهاني كه به نوعي با نسخه هاي خطّي در ارتباطند، پوشيده نيست، كه در سال هاي اخير پرداختن به موضوع دستنويس ها در ميان پژوهشگران اين گونه آثار، شتاب و سرعت چشم گيري به خود گرفته است؛ آثار متعدّدي، اعمّ از كتاب و مقاله در موضوعات: «روش هاي تصحيح نسخ، روش هاي فهرست نگاري نسخ خطّي، روش هاي طبقه بندي علوم مرتبط با نسخه هاي خطّي، نگهداري و تنظيم نسخه ها در كتابخانه ها و سرويس دهي آن ها، ميكروگرافي و ريزنگاري و نيز ديجيتايز آن ها، كوديكولوژي[i]، ترميم و مرمّت دستنويس ها و اسناد، آسيب شناسي و آفت زدايي، صحافي و تجليد و ...»، تأليف گرديده، كه به جهت گستردگي و عدم سازمان دهي علمي و فقدان راهنماي جامع، شناسايي و استفاده ي از آن ها براي مراجعان حقيقتاً صعب گرديده است؛ سزاوار است، فهرستي جامع از اين آثار، كه در قالب كتاب يا مقاله در مطبوعات داخلي و خارجي آمده اند، تهيّه و ارائه گردد.



[i] . واژه ي Codex  در لغت به مفهوم كتاب قديمي و نسخه خطّي و همچنين واژه ي  Codicology به معني اصطلاحات به كار رفته در دانش نسخه هاي خطّي آمده است؛ كه از اين باب است كتاب: معجم مصطلحات المخطوط العربي (قاموس كوديكولوجي)، اثر: احمد شوقي بنبين و مصطفي الطوبي است كه در سال 2003م در مغرب به چاپ رسيده است. ليكن در برخي منابع و مصادر ديگر به مفهوم عام آن «دانش نسخه هاي خطّي» نيز استعمال گرديده است، چنان چه  اينك در كشور كانادا يك رشنه تحصيلي دانشگاهي با عنوان «كوديكولوجي»، برقرار است كه اختصاصاً به دانش نسخه هاي خطّي مي پردازد،

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 6:40  توسط حسین متقی  | 

شخصيّت ِ فلكي، رياضي، هيوي، فلسفي، كلامي، ... و در يك گزينه شخصيّت ِ بي نظير، برجسته و جهاني «خواجه نصيرالدين محمّد بن محمّد بن حسن طوسي» (درگذشته سال 672هـ.)، يك شخصيّت بسيار استثنايي و منفرد در تاريخ اين مرز و بوم بوده است، كه هر چه در باره اش نوشته و گفته شود، بسيار هم كم و اندك است و حقيقتاً  نمي توان توصيفي در خور و شأن وجودي چنين فرد بارز و توانايي، كه بي ترديد هم خودش و هم تك تك آثارش بر تارك علم و دانش درجهان مي درخشند، ارائه داد. در باره ي اين شخصيّت منحصر به فرد تاريخ ايران زمين، آثار چندي، همچون: اثر تأليفي آقاي مدرّس رضوي، نوشته شده، كه مفيد ولي به هيچ روي كافي و وافي نيستند؛ از آن جايي كه پرداختن به تمام خدمات و پژوهه هاي وي حقيقتاً از توان فردي خارج است، سزاوار است با تأسيس لجنه اي با عنوان: مؤسسه ي خواجه نصير شناسي، گروهي پژوهشگر توانا و صاحب قلم، نسبت به احياي آثار متنوّع علمي ايشان، و ساير خدمات وي بپردازند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 6:39  توسط حسین متقی  | 

دسترسي به اطّلاعات و داده هاي فهارس نسخه هاي خطّي منتشر شده، با توجّه به كثرت اين آثار از نظر زبان و نيز تنوّع روش هاي تنظيم و نگارش در هريك از اين آثار و همچنين استفاده از علائم اختصاري متعدّد در اين آثار، در وحله ي نخست كاري بسيار صعب و طاقت فرسا مي نمايد و فراوان ديده شده كه اوقات مفيد مراجعه كنندگان براي به دست آوردن قلق آن و روش استفاده از آن فهارس، هدر مي رود، خصوصاً آن جايي كه اين فهارس به زبان هايي نوعاً ناآشنا براي ما ايرانيان، تنظيم شده باشد، مانند: فهرست دستنويس هاي كتابخانه ي غازي خسرو بيك در سارايوو، كه به زبان صربوكراواتي (بوسنيايي) تنظيم گرديده است. بايد توجّه داشت كه جز مقوله ي معرّفي انفرادي اين فهارس از ديدگاه انتقادي و ...، درنشريّات تخصّصي، كه امري پسنديده و مطلوب است، خوب است همراه اين معرّفي ها[i] يا در يك اثر جداگانه، متدها و روش هاي بهره گيري از اين فهارس، همراه ثبت ترجمه ي واژه هاي كليدي آن، مانند: عناوين و پديدآور، علائم اختصاري و رموز اين فهارس، بيايد؛ بي ترديد وجود چنين آثاري، مراجعات و بهره گيري پژوهشگران از فهرست هاي دستنويس ها را سهل و آسان خواهد نمود.



[i] . براي نمونه در مقاله اي كه از نگارنده با عنوان: " ويلهلم آلوارت و فهرست كتابخانه ي برلين: الگويي همچنان نوين براي فهرست نگاري نسخه هاي خطّي" در نشريه ي: كليّات كتاب ماه: س7، ش9-10 (پياپي 81-82)، شهريورـ مهر 1383، صص 90-115، در معرّفي فهرست 10جلدي «كتابخانه ميراث فرهنگي پروس در برلين» به چاپ رسيد، سعي وافر شده تا متدهاي فهرست نگاري «آلوارت»، واژه هاي كليدي و علائم اختصاري به به كار رفته در اين فهرست، براي پژوهشگران ناآشنا با اين فهرست نفيس، تبيين گردد. اگر دانش پژوهاني كه نسبت به معرّفي فهارس دستنويس ها، خصوصاً فهارس خارجي در نشريّات و مجلات تخصّصي اقدام  مي نمايند، به مسأله  روش و متدهاي بهره گيري از اين فهارس و نساير پارامترها و مؤلّفه هاي دخيل در استفاده از فهارس مانند علاتم و اختصارات توجّه داشته باشند، هم به تدريج ديگران هم با روش هاي استفاده از اين فهارس آشنا مي شوند و هم اين كه بعدها مي توان با درهم كرد داده هاي اين مقالات، اين متدها را در يك اثري ارزشمند براي استفاده ي همگان، گردآوري و عرضه كرد. گفتني است به جهت اشتباهات فراواني كه در چاپ اين مقاله در مجلّه ي كليّات كتاب ماه رخ داد، نگارنده بر آن شد اين مقاله را يك بار ديگر در اين گاهنامه، به دست چاپ بسپارد.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 6:37  توسط حسین متقی  | 

گسترش بسترهاي متعدّد علوم و پيدايش افق هاي جديد در آن، نتيجه ي قهري به هم پيوستگي آن هاست؛ يا به تعبير ديگر از تضارب انديشه ها، كه نماد عيني آن ها كتاب ها هستند، زمينه هاي پيدايش، بروز و ظهور آثار جديدي در پهنه ي فرهنگي اقوام و ملّيّت ها را فراهم مي سازند. تأثير پذيري آثار از يكديگر، تأثيرگذاري آن ها به همديگر و به هم پيوستگي آن ها چيزي نيست كه بخواهيم براي آن  به دليل و برهان متوسّل شويم، چرا كه بر اساس گفته ي حكما: "أدلّ دليل علي شيء وقوعه" است. بسياري از آثار سراغ داريم، كه در به وجود آمدنشان، از يك اثر يا شخصيّتي تأثير پذيرفته، يا در خلق اثري ديگر، ازخود تأثيرگذاشته است؛ به عنوان نمونه اگر جوانب گوناگون تفسير بحرالحقائق، اثر نجم الدين دايه رازي (درگذشته سال 654 هـ.) را مورد بررسي كارشناسانه قرار دهيم، مي مشاهده مي كنيم كهة «دايه» در اين اثر، مستقيماً از انديشه هاي صوفيانه ي نجم الدين كبري (درگذشته سال 618 هـ.) و نيزآثار خاصّي از وي الهام و تأثير پذيرفته است و به اصطلاح الگو گرفته است و در مقابل خود باز تفسير بحر الحقائق و نجم االدين دايه را نيز مي بينيم كه بر آثار ديگر بعد از خود، همچون: تفسير مطلع النقط، و تفسير روح المعاني، تأثير مستقيم نهاده و در نتيجه آن ها در موجوع از يك اثر يا يك شخصيّت مانند «دايه» در تفسيرنگاري الهام گرفته اند. اگر روزي بر اساس يافته هاي دروني و محتوايي كتب، فهرستي جامع تهيّه شود، كه به گونه اي ميزان و نوع تأثير پذيري يا تأثيرگذاري آن ها بر همديگر مشخّص گردد، آن موقع است كه توانسته ايم خطّ سير منطقي چگونگي توليد علوم جديد را مورد بررسي موشكافانه و كارشناسانه قرار دهيم. نكته ي كه در اين جا بسيار حائز اهميت است، نقش كليدي مصحّحان نسخه هاي خطّي است، كه با توجّه به اين كه براي تصحيح نسخ، مجبورند به صورتي كاملاً دقيق متن مؤلّف را چندين بار مطالعه نمايند، اگر تأثير پذيري هاي آثار تصحيحي خود را، كه با تسامح مي توان از منابع و مصادر مؤلّف هم آن را انتزاع كرد و تأثير گذاري هاي آن بر آثار ديگر، كه انصافاً تحقيق مفصّلي را طلبيده و كار نسبتاً مشكل و طاقت فرسايي است، با دقّت ثبت و ضبط نمايند؛ در آن صورت  به راحتي مي توان با مراجعه به مقدّمه ي آثار تحقيق شده اين پژوهشگران پرتلاش، انبوهي از اين تأثيرات مضبوط را استخراج و در قالب فهرستي جامع، از آثاري كه به نحوي بر همديگر تأثير گذاشته يا از هم تأثير پذيرفته اند، درج نمود كه حدّاقل نتيجه ي ظاهري چنين پژوهش ارزشمند و مهمّي، ايجاد زمينه ها و بسترهاي مطالعاتي جديدتر در حوزه ي متون خواهد بود.

 براي نمونه، در ميان پژوهشگران و مصحّحان برجسته ي نسخ خطّي، از كساني كه براي درك اين امر مهم سال ها رنج و زحمت كشيده، جناب آقاي دكتر موحدي، مصحّح  تفسير بحر الحقائق است كه اينك مراحل نهايي تصحيح اين اثر گران قدر را پشت سر مي گذارد؛ وي در بخشي از پايان نامه ي دكتراي خويش، كه آن را با عنوان: آن سوي آئينه به رشته ي تحرير در آورده، به مبحث ياد شده، عنايتي ويژه داشته است؛ اميد است، اين پژوهش ها به عنوان الگوهاي جاويد، و سنّت هاي حسنه، فراگير شده و در كارهاي تصحيحي و تحقيقي دانش پژوهان و محصّحان ديگر نيز، نهادينه شود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 8:53  توسط حسین متقی  | 

در طول تاريخ پر فراز و نشيب نسخه هاي خطّي، شخصيّت هاي برجسته اي به سان ستاره، ظهور و افول نموده اند كه به نحوي در معرّفي و حفظ آثار پيشينيان و ميراث كهن، نقشي بنيادين و سهمي وافر داشته اند؛ و آن ها نيستند جز "فهرست نگاران نسخه هاي خطّي" كه غريبانه و بدون داشتن هيچ توقّع و چشمداشتي، حجاب از چهره ي  تفتيده و غبار گرفته ي اين مواريث ِ كهن، زدوده و اين آثار را بنابر توان و بضاغت علمي خويش، براي جهانيان شناسانده و با اين كار خود انبوهي از بسترها و زمينه هاي تحقيق و پژوهش اين آثار كهن را براي دانش پژوهان، گسترانده و آماده نموده اند. حال چقدر به جا و مناسب است كه به جهت احترام و تجليل از اين دانشمندان گمنام، كه نقشي اساسي در انتقال علوم پيشينيان به نسل حاضر و آيندگان، داشته اند، شرح حالي از فهرست نگاران نسخ خطّي در داخل و خارج كشور، كه به نوعي، اثري از خود، اعمّ از كتاب و مقاله، در باره ي "فهرست نسخه هاي خطّي" به يادگار نهاده اند، تهيّه و نگاشته شود؛ تا حدّاقل نام و ياد اين عزيزان به عنوان مشعل هايي فروزان و نوراني براي هميشه بر تارك علم و دانش بدرخشد و اين به نظر نگارنده، حدّاقل كاري است كه براي اين طبقه ي رنجور، امّا عاشق ِ بي توقّع و آرام مي توان انجام داد. اميد است صاحب قلمي توانا و آشنا به فنون فهرست نگاري نسخ خطّي و رنج ها و آلام آنان، اين خواسته را عملي سازد، إن شاء الله.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 8:53  توسط حسین متقی  | 

در بسياري از كتابخانه هاي كشور گنجينه هاي عظيمي از ميكروفيلم هايي كه به نحوي از روي نسخ خطّي كتابخانه هاي خصوصي و عمومي داخل و خارج كشور تهيّه شده، موجود است، كه براي برخي از اين ها، يا يك فهرست نامگوي بسيار موجز تهيّه گرديده، مانند: فهرست ميكروفيلم هاي كتابخانه ي مركزي دانشگاه تهران، يا اصولاً همچنان در داخل كتابخانه ها بدون هيچ گونه تعريفي از نام و پديدآور و ساير مشخصّات آن ها، نگهداري مي شود؛ غافل از اين كه اين آثار و داده هاي نسخ مذكور با دستگاه هاي ابتدايي بر روي طلق هايي ذخيره شده كه فاقد استانداردهاي نوين ميكروفيلم هاي امروزين بوده و به تدريج در حال نابودي مي باشند. به عنوان نمونه در سالهاي پيشين شخصيتهاي برجسته اي مانند مرحوم دكتر مجتبي مينوي و ... با تحمّل مشقات فراواني، كه نقل چگونگي اخذ اين آثار خود حديث مفصلي مي خواهد، ميكروفيلم بسياري از نسخ خطي نفيس موجود در كتابخانه هاي خارج از كشور خصوصاً كشور تركيه و ... فراهم آوردند؛ اين آثار و نمونه هايي مشابه در كتابخانه ها، حال اگر ازچگونگي نگهداري و حفظ اين آثار فاكتور بگيريم، آيا به صورت كاملاً فوري، ضروري نيست تدبيري براي اين نسخ انديشيده شود، مانند: تبديل آنها به ابزارهاي نوين، مانند: ديسك هاي فشرده (CD) يا حداقل از روي آنها پرينتي تهيه شود؟  پيشنهاد مي شود متولياني دلسوز به حفظ اين آثارِ بسيار ارزشمند و نفيس، قدمي پا پيش فرا نهاده، با تهيه ي يك فهرست مشترك از اين نوع ميكروفيلم ها در كتابخانه هاي داخل كشور، روح پژوهشگراني عاشق پيشه و دلسوز به اين مواريث كهن، همچون مينوي و ... را كه در جمع آوري اين آثارحقاً مصائب و مشقات بسياري را متحمّل شدند، شاد نمايند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 8:52  توسط حسین متقی  | 

از زمان تأسيس دانشگاه هايي به شكل امروزين در داخل و خارج، در باره ي نسخه هاي خطّي اسلامي پايان نامه ها و تزهاي فراواني از سوي دانشجويان مقاطع مختلف تحصيلي دانشگاهي نگاشته شده كه از اهميّت و جايگاه خاصّي برخوردارند و متأسّفانه آثاري جامع و فهرست گونه، كه به نحوي داده هاي اين پايان نامه ها و حتّي چكيده ي آن ها را دربرداشته باشد، مشاهده نگرديده است. حال به جاست فهرستي كامل از پايان نامه هاي دانشگاه هاي داخل و خارج كشور، خصوصاً پايان نامه هايي كه در سال هاي اخير با نام "اطروحات" از سوي برخي كشورهاي عربي، مانند: مصر، امارات و عربستان سعودي، انتشار يافته است، تهيّه گردد؛ اين اثر هم در امر پژوهش و تصحيح نسخه ها، هم در زمينه ي فهرست نگاري نسخ خطّي و نيز براي دانشجويان كتابداري كه مي خواهند پايان نامه اي تهيّه نمايند، قطعاً مفيد و راهگشا خواهد بود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 8:51  توسط حسین متقی  | 

بيش ترين كتابخانه هاي داراي نسخ خطّي در داخل كشور، به هر حال كم يا زياد دستنويس هايي به زبان تركي با لهجه هاي متنوّع: عثماني، آذري، اويغوري، تركمني، ازبكي، چغتايي و... مي باشند، كه متأسّفانه به جهت فضاي منفي خاصّي كه نسبت به اين زبان در كشور حاكم است، شناسايي و معرّفي اين نسخ در فهارس نسخه هاي خطّي موجود، مورد كم لطفي و بي مهري قرار گرفته اند... و اين در واقع همان است كه نگارنده در نوشتاري از با عنوان <فهرست نگاري تبعيض آميز!> ياد نمود؛ قضاوت خوشبينانه اين است كه فهرست نگاران اين نوع آثار، بهره ي كافي از زبان تركي نداشته اند و يا دسترسي به منابع و فهارس مختصّ به اين زبان را نداشته اند!

 به هر حال اين نسخ حاوي آگاهي هايي از فرهنگ اسلامي پيشينيان همين مردم مسلمان و شيعه ي آذري زبان كشورمان ايران، يا ملل مسلمان همسايه، مانند: تركيه، آذربايجان و ... است و به تعبير ديگر «تاريخ علم» اين ملّت ها، بايد به نحوي مطلوب فهرست نگاري اين نسخ در دستور كار قرار گيرد؛ چنانچه چنين انتظار را هم از پژوهشگران و فهرست نگاران ملل ديگر نسبت به دستنويس هاي فارسي داريم!

برآوردي كه نگارنده بر اساس فهارس منتشره در داخل كشور نموده، تعداد دستنويس هاي تركي با همه ي لهجه هاي متنوّع آن، حداكثر حدود پنج هزار نسخه تخمين زده مي شود؛ پيشنهاد مي شود يك فهرست مشترك از دستنويس هاي تركي موجود در كتابخانه هاي داخل كشور تهيّه گردد و نگارنده نيز بر اساس تجربه ي اندكي كه در اين زمينه دارد، دست همه ي پژوهشگراني را كه به نحوي در اين زمينه ها توانائي لازم رادارند، خواهد فشرد؛ إن شاء الله.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 8:51  توسط حسین متقی  | 

 در باره ي كتاب الذريعة الي تصانيف الشيعة، كارستان و هنرِ ژرف انديش كتابشناس بزرگ شيعه، مرحوم علامه آقا بزرگ تهراني، سخن بسيار گفته شده و هر چقدر هم در خصوص آن سخن بگوئيم باز هم نخواهيم توانست به عمق و چگونگي شكل گيري و رنج و زحمتي كه آن مرحوم در تأليف اين اثر كشيده، واقف شويم. برمدار اين كتاب ارزشمند پژوهه هاي نسبتاً زيادي صورت پذيرفته يا در حال انجام است، كه در جاي خود قابل طرح و توجّه و تقديرند و حقيقتاً چنين دائرة المعارفي از آثار شيعه، مي ارزد كه محور (تأكيد) هر نوع فعاليّت فعاليّت كتابشناسانه قرار گيرد. نكته ي بسيار مهم كه بايد توجّه عزيزان را بدان معطوف داشت، اين كه علما و دانشمندان سلف با شرح، تحشيه يا ذيلي كه بر آثار ديگر بزرگان مي زدند، اين بدان معني نبوده كه خود آن بزرگان توانايي تأليف آثار مستقل را نداشتند، بلكه به جهت سنّت احترامي كه به سلف خود قائل بودند و  نيز اين كه ياد و خاطره ي آنان را مانند مشعلي فروزان بر تارك علم و دانش هميشه زنده نگهدارند، كار خود را به صورت شرح، ذيل و ...، بر آثار پيشينيان خود انجام مي دادند؛ براين مبنا استدراكاتي از سوي مرحوم آقا سيّد عبدالعزيز طباطبايي بر الذريعة نوشته شده، كه اميد است فرزندان گرام آن كتابشناس بزرگ، هر چه زودتر آن استدراكات را به چاپ برسانند و نيز پژوهشگران جواني مانند: جناب آقاي سيد محمّد طباطبائي <منصور> با نگارش سلسله استدراكي با نام الشريعة الي استدراك الذريعة[i] كه بر اين كتاب نگاشته اند، كه جاي بسي خوشوقتي است؛ در اين جا ساير پژوهشگران و دانش پژوهان را بر اين مبنا (احياي سنّت توجّه به آثار قدما) دعوت مي كنيم؛ بگذاريد با «محور» قرار دادن هر نوع فعاليّت كتابشناسانه در حوزه ي آثار شيعي، نام و ياد بزرگ اين مرد بزرگ، كتابشناس برجسته ي اماميّه، مرحوم علامه آقا بزرگ تهراني و كار سترگش الذريعة، براي هميشه به صورت مشعلي فروزان و درخشان باقي بماند و چنان چه يك كتابشناسي بزرگ از آثار شيعه، قرار باشد شكل بگيرد، چه بهتر كه بر اساس، مبنا و محور آن صورت پذيرد.


[i] .  همزمان با نگارش اين نوشتار، انتشار نخستين مجلد از كتاب الشريعة را، شاهد بوديم، كه همين جا ضمن آرزوي توفيق براي جناب آقاي منصور و ساير پژوهشگراني كه به نوعي در زنده كردن نام و ياد مرحوم علامه آقا بزرگ تهراني تلاش مي كنند، به ايشان دست مريزاد! مي گوئيم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 8:50  توسط حسین متقی  | 

در امر فهرست نگاري به جهت افتادگي هايي كه گاه در آغاز و انجامه ي نسخه ها به علل گوناگون صورت مي گيرد، شناسايي نام اثر و پديدآورنده ي آن، نوعاً مشكل و توأم با سختي است؛ براي اين منظور يكي از طرق خوب براي شناسائي اين نسخ، عناوين به كار رفته در فصول و ابواب آن هاست؛ عناويني مانند: هداية ـ هداية، نجم ـ نجم، فص ـ فص، منهل ـ منهل، مصباح ـ مصباح و ...؛ حال چقدر به جاست آثار گوناگوني از دستنويس هاي موجود، مورد بررسي و تحقيق ميداني قرار گرفته و نسخي كه داراي عناويني كليدي مانند موارد ياد شده باشند، شناسايي و در يك فهرست نامگوي با نمايه هاي خوبي پاياني آن، گردآوري شود[i]؛ البته واضح و روشن است كه ثبت عناويني، مانند: قوله ـ اقول، قال ـ اقول، قوله ـ قوله و ...، به جهت گستردگي و فراواني آن ها، نوعاً در اين پژوهش ها، فاقد ارزش علمي هستند و در امر فهرست نگاري نسخ خطّي به نظر نمي رسد مشكلي را بايد حل نمايند.


[i] . به نظر مي رسد در اين مبحث، در سال هاي پيشين مقاله اي از جناب آقاي ايرج افشار، در يكي از نشريّات به چاپ رسيده باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 8:49  توسط حسین متقی  | 

اثر هفت جلدي فهرست نسخه هاي خطي فارسي، كارستان كم نظير و سترگ كتابشناس برجسته، جناب احمد منزوي و مكان و جايگاه آن در ميان نسخه هاي خطّي فارسي و زحمتي كه مؤلّف رنجور آن در آن شرائط سخت، بر سر تأليف اين اثر كشيده، مقولاتي نيستند كه بتوان به راحتي از كنار آن گذشت؛ گنجواره اي گهرريز مملوّ از آثاري از پيشينيان اين مرز و بوم، كه به جز عشق مفرط و علاقه اي آتشين، تحمّل ثبت اطلاعات اين همه دستنوشته ها را ندارد و انصافاً بدون آن دو امكان پذير نيست. اين اثر گران قدر با همه ي ارزش و جايگاهي كه براي متصوّر است، متأسّفانه فاقد يك راهنماي مناسب و كاملي، مشتمل بر همه ي مطالب آن (تأكيد) است؛ ممكن است گفته شود، فهرستواره ي كتابهاي فارسي، اثر ارزشمند ديگر و جديد مؤلّف، به نوعي اين مهمّ را متكفل است؛ در پاسخ بايد گفت، منافاتي ندارد! امّا حقيقتاً كارستان بزرگ او، يعني: فهرست نسخه هاي خطي فارسي، چيز ديگري است! و مي ارزد  تك تك كلمات آن گنجواره ي نفيس به صورت نمايه درآمده، و با تهيّه ي فهرست راهنماي جامعي، استفاده از دُرّهاي آن را، دوچندان سازند. ناگفته پيداست كه اين راهنما بايد نسبت به همه ي داده هاي نسخه ها، اعمّ از: نام اثر، مؤلّف (پديدآور)، اعلام، سرآغازها[i]، كاتبين، محلّ تأليف و كتابت، و به صورت كليّ هر آن چه كه در باره ي اين نسخ مورد مراجعه ي پژوهشگران نسخه هاي خطّي قرار مي گيرد، فراگير باشد. وجود چنين راهنمايي مطمئناً بر اين فهرست كم نظير، جان ديگري خواهد بخشيد و آوازه ي آن را دو چندان خواهد كرد.


[i] . ياد آوري مي گردد كه فهرستي از سرآغازنامه هاي نسخه هاي خطّي فارسي، عربي، تركي و اردو از سوي آقاي محمّدحسين اميني، فهرست نگار  كتابخانه ي آيت الله العظمي مرعشي نجفي (ره) تهيّه گرديده، كه طيّ چند جلد در حال انتشار است، كه در آن سرآغاز ده ها هزار نسخه خطّي ِ معرّفي شده  در فهارس ِ دستنويس هاي كتابخانه هاي داخل و خارج كشور و نيز بسياري از مصادر،  منابع  و كتابشناسي ها، به صورت الفبايي تنظيم نموده است، كه از جمله ي اين منابع،  فهرست نسخه هاي خطي فارسي، اثر: منزوي است، كه سرآغاز كامل همه ي دستنويس هاي فارسي معرّفي شده  در آن را، در برمي گيرد؛ در اين جا ضمن آرزوي موفقيّت، به ايشان دست مريزاد! مي گوئيم. بي ترديد براي فهرست نگاران نسخه هاي خطّي انتشار چنين اثري خبر مسرّت بخشي است، چرا كه سرآغاز دستنويس ها در شناسايي آثار و پديدآوران آن ها، از مؤلّفه ها و پارامترهاي اساسي و كاربردي است كه اميد مي رود انتشار آن زمينه هاي شناسايي بسياري از نسخ، كه در فهارس داخلي و خارجي ناشناخته مانده يا به اشتباه معرّفي شده اند، فراهم آورد.  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 8:49  توسط حسین متقی  | 

تعدادي از نسخ خطّي كه زماني در كتابخانه اي خاصّ بوده اند و بنا به عللي مانند: جنگ، سرقت، حوادث طبيعي و ...، امروزه وجود خارجي ندارند؛ به عنوان نمونه در سال هاي پيشين نسخه هايي از كتابخانه ي ملّي (مركزي) تبريز به سرقت رفت؛ چند نسخه ي خطّي از مجلس شوراي ملّي وقت، توسّط برخي از آقايان، به برخي شاهزاده هاي اروپايي پيشكش شد! نسخه هاي خطّي بسياري در جنگ جهاني دوم از كتابخانه ي دولتي برلين مفقود شد، كه گفته شد در جنگ نابود شده اند، نسخه هايي در كتابخانه ي اسكوريال در اسپانيا، كه در زمان نگارش فهرست نخستين (سال 1770م) موجود بوده، ليكن در فهرستي كه در سال 1928م،  كه به نوعي همان نسخه ها را دوباره با دقت بيشتري فهرست كرده اند، موجود نيست! و ... ؛ كه متأسّفانه در كتابشناسي ها و ... همچنان به آن ها ارجاع داده مي شود؛ كه به جا و مناسب است، با تهيّه ي فهرستي از اين كتب خطّي مفقوده يا جا به جا شده! و ثبت تفصيل اطلاعات آن ها، براي هميشه به ارجاع به اين دستنويس هاي موهوم! خاتمه داده شود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 8:48  توسط حسین متقی  | 

نسخه هاي خطّي مشحون از آگاهي هايي متنوّعند، كه هرچه در باره ي اين اطلاعات  گفته شود، بازهم به پايان آن راهي نيست! يكي از داده هاي نفيسي كه منحصر در اين آثار است، مبحث تقديم نامه نويسي در ديباچه ي نسخه هاست؛ با اين توضيح كه در سال هاي پيشين رسم بر اين بوده كه مؤلف، اثر را به نام بزرگي مصدّر مي ساخته و يا كتاب را در ديباچه ي اثر خويش، به پادشاهي، اهداء مي نموده است؛ برخي از اين «مُهدي اليه» ها كه جايگاه سياسي بس رفيعي را نيز در زمان خويش داشته اند، در كتب تراجم كاملاً مورد غفلت واقع شده و شرح حال و يادي از آن ها نشده است؛ نوع ديگر نسخه هايي بودند كه به درخواست يا دستور شخصيّتي علمي يا سياسي و ...، استنساخ گرديده است. ثبت و ضبط نام و مشخّصات اين شخصيّت هاي تاريخي و علمي و نيز تحقيقي از احوال آنان، پژوهه اي بسيار شايسته و بايسته است، كه حدّاقل بهره ي آن در فهرست نگاري نسخ خطّي و حدّاكثر استفاده آن در طيف وسيع تر تاريخ نگاري و تراجم نويسي است . البته در سال هاي اخير در اين زمينه كارهايي از سوي برخي پژوهشگران، مانند: جناب آقاي رسول جعفريان، صورت گرفته  كه مربوط به يك مقطع خاصّ تاريخي، مانند: تقدمه هاي نسخه هاي دوره ي صفويّه[i] بوده است؛ حال به جاست با استفاده از داده هايي كه در فهارس نسخه هاي خطّي منتشر شده، اين نسخ مورد شناسايي قرار گرفته و با ثبت مشخّصات شخصيّتي كه اثر براي او نگاشته شده يا فردي كه نسخه براي او يا به دستور او كتابت گرديده، به انضمام ثبت عبارات مربوط به تقدمه (در ديباچه اثر يا ترقيمه ي كاتب)، به صورت كامل، كه لاجرم بايد از روي نسخ مذكور، استخراج و ثبت گردد و در واقع بخش مهمّ اين طرح به شمار مي رود،  و نيز تحقيق شرح حال وي از منابع و كتب تراجم و ...، به هر مقدار كه ميسور و مقدور باشد و بالمآل اطلاعات اين نسخ و ساير داده هاي كتابشناسي و نسخه شناسي... ؛ اين اثر بي ترديد، يكي از آثار ماندگار و ارزشمندي خواهد بود، كه انصافاً درك همه ي فوائد وجودي آن در مقطع كنوني، ممكن است براي ما، مقدور و محسوس  نباشد!


[i] . جعفريان، رسول: " تقديم نامه نويسي در ديباچه كتابها با تكيه بر تقديم نامه نويسي در آثار شيعي"؛  مجموعه مقالات كنگره  بين المللي كتاب و كتابخانه در تمدن اسلامي: دفتر1، صص122-157.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 8:47  توسط حسین متقی  | 

در ميان مطبوعات و نشريّات داخلي و خارجي و ضمن مجموعه ها و آثار ديگر، كه به نوعي در معرّفي نسخه هاي خاصّي مي باشند؛ اين سنّت حسنه، يكي از پژوهه هاي ارزنده اي بوده و هستند، كه در طول سال هاي گذشته در طيف وسيعي از سوي پژوهشگران اين آثار، صورت مي پذيرفته يا مي گيرد؛ به عنوان نمونه مجلاتي، مانند: Oriens، مجلة معهد المخطوطات العربيّة، فرهنگ ايران زمين و ...، مشحون از آثار و مقالاتي هستند، كه در آن ها به معرّفي دقيق يك نسخه ي خطّي، موجود در يكي از كتابخانه هاي داخل و خارج از كشور، پرداخته اند؛ حال براي آشنايي نسل جديد از پژوهشگران جوان از اين پژوهش ها و تحقيقات ارزنده و حتّي آگاهي متوليّان محلّ نگهداري و فهرست نگاران ِاين نسخ، از توصيفات عميق و توضيحات دقيقِ معرّفي كنندگان آن ها، كه به نحو بسيار دقيقي به بررسي اين نسخ از زواياي گوناگون پرداخته اند؛ بسيار به جاست كه جريان هايي دلسوز، توانا، پرتلاش و علاقمند، به نحو شايسته اي، فهرستي جامع و كامل از اين مقالات را، با استفاده و بهره گرفتن از منابع داخلي و خارجي و ساير رسانه ها، به اين مهمّ بپردازند و با راهنماها و نمايه هايي كه در پايان بر آن خواهند افزود، برگ زرّين ديگري بر افتخارات پژوهشگران اين مرز و بوم افزوده، و نام نيكي از خود بر تارك ايران، اين مهدِ دانش و ادب، به يادگار نهند؛ چنين باد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 6:51  توسط حسین متقی  | 

كتاب ارزنده ي مرحوم علامه ي قزويني: يادداشتهاي قزويني، كه با همّت مثال زدني ايران شناس برجسته، جناب ايرج افشار به طبع رسيده، مشحون از دنيايي پراكنده از آگاهي هاي نفيس و منحصر به فرد در باره ي نسخه هاي خطّي و غير آن است، كه مرحوم قزويني ما حصل مطالعات عميق خويش طي ساليان دراز را، در اين اثر بي نظير، در طبق اخلاص نهاده و به دانش پژوهان، پيش كش كرده  است.  متأسّفانه اين اطلاعات علي رغم نفاست فوق العاده و منحصر بودن و حتي الفبايي بودن، به صورتي بسيار پراكنده از نظر موضوعي ثبت گرديده، كه جا دارد دستي پُر مهر آستين فتوّت بالا زده، يك راهنما و فهرستواره ي خوب و نفيسي همشأن با اين اثر، مشتمل بر اعلام، اماكن، كتاب ها، نسخه ها، واژه ها، و ...، براي همه ي مطالب آن (تأكيد)  تهيّه نمايد، كه دانش پژوهان را استفاده و بهره گيري از آن سهل و آسان گردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 6:50  توسط حسین متقی  | 

در بين نسخ خطّي كتابخانه ها، آثار بسياري وجود دارند، كه با عنوان نسخ در حاشيه تصحيح شده، يا مقابله گرديده با نسخه ي اصل، يا استنساخ شده از روي نسخه ي مؤلّف و ...، در فهارس به ثبت رسيده اند. بديهي است كه دغدغه ي اصلي بسياري از پژوهندگان و مصحّحان نسخه ها، پس از شناسايي نسخه ي اصل به خطّ مؤلّف، قطعاً دسترسي به اطلاعات و داده هاي چنين نسخه هايي است و همچنان كه در بند پيشين نيز بدان اشارت رفت، رسيدن به جايگاه مطلوب در امر پژوهش نسخه ها، احتياج به مؤلّفه هايي است، كه به يقين خلق چنين آثاري بدون وجود آن ها، امري صعب و وقت گير است و يكي از آن آثار كليدي اين است كه اثري متكفّل معرّفي نسخه هايي باشد، كه به نوعي نمايانگرِ نسخه هاي تصحيح شده در حاشيه و متن و ...، باشند. حال بسيار به جاست كه پژوهشگراني همّت به خرج داده و اين نسخه ها را ابتدا با استفاده از فهارس منتشر شده، مورد شناسايي و سپس بعد از مراجعه به اصل نسخ در كتابخانه ها به ثبت دقيق اطلاعات اين نسخه ها بپردازند. بي ترديد ارزش و اهميّت فهارسي از اين دست، امروزه در ايران و محافل علمي، آن چنانچه كه بايسته و شايسته است، شناخته شده نيست و سال ها بعد همگي به مكانت و موقعيّت اين چنين كارهايي پي برده و اعتراف خواهيم نمود! جنانچه يكي از نكته هاي اساسي اين نوع آثار، شناسايي قهري مشخصّات اساتيد و تلاميذ بلاغات و سماعات، منعكس شده در عبارات بلاغ هاي مقابله يا سماعِ نهفته در لابلاي اوراق دستنويس ها است، كه يكي از موادّ اصلي تراجم نگاري محسوب مي شوند؛ اخيراً اثري با عنوان: السماعات الدمشقيّة در دمشق به چاپ رسيده، كه دقيقاً همسو با مباحث ياد شده است و به تحقيق امثال اين آثار مي توانند الگوهايي براي چنين پژوهه هاي  ارزنده باشند. اگر پژوهشگران جوان ايراني، همّت به خرج داده و نهضتي را در خلق چنين آثاري ايجاد نمايند، قطعاً انبوهي از منابع و پيش زمينه هاي آن در كتابخانه هاي همين مرز و بوم نهفته است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 6:49  توسط حسین متقی  | 

با پيشرفت تصاعدي امر پژوهش در نسخه هاي خطّي در سال هاي اخير و تأسيس مؤسّساتي كه به نوعي تصحيح نسخ را در دستور كار خويش دارند، مانند: «مؤسّسه ي آل البيت 6» در قم و «مؤسّسه ي نشر ميراث مكتوب» در تهران و ...، در سال هاي اخير شاهد انتشار انبوهي از نسخ خطّي با تصحيحات خوب و نفيس هستيم؛ حال مي طلبد فهرستي جامع از داده هاي اين آثار(چاپ تحقيقي) تهيّه گردد، كه در آن علاوه بر ثبت مراحل عادي كتابشناسي هاي تعريف شده با معيارهاي نوين جهاني، اطلاعات كامل نسخ خطّي مورد اعتماد آن ها را، كه معمولاً در آغاز و مقدّمه ي چنين آثاري از آن ها به تفصيل ياد مي شود، به تفصيل بيان دارند؛ براي نمونه كتابي با عنوان:  الاسهامات التونسيّة في التراث، در تونس به چاپ رسيده، كه دقيقاً به همين موضوع در كشور تونس پرداخته است. به اين ترتيب در دراز مدّت فهرستي جامع و نفيس از نسخ مورد اعتماد و مورد استفاده پژوهشگران، با عنوان فرضي: فهرس ما اعتمد من النسخ في نشر المخطوطات، كه اطلاعات آن ها در ضمن چنين فهرستي گرد آمده، خود به خود عرضه خواهد شد. يكي از فوائد اندك اين چنين فهرستي براي آيندگان، اين است كه دانسته خواهد شد مصحّحان گذشته براي تصحيح اثري، از چه دستنويس هايي و با چه مشخصّاتي بهره جسته اند و  چنانچه آيندگان از مصحّحان، بر اساس يافته هاي جديد از نسخ تازه ياب در كتابخانه ها، بخواهند اقدام به تصحيح مجدّد با اعتماد به نسخ تازه ياب، نمايند، از آن مسير طيّ شده آگاهي خواهند يافت و فوائد فراوان ديگر كه بايد براي آْن گفتار ديگري ساز نمود! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 6:48  توسط حسین متقی  | 

جُنگ ها در ميان نسخه هاي خطّي جايگاه بسيار مهمّي در انتقال ميراث عظيم ادب عربي يا فارسي دارند، و دنيايي از داده هاي شيرين و نفيس را مانند دُرهاي گهر، در درون خود صدف وار، حفظ كرده و به نسل هاي حاضر رسانده اند؛ كه نمونه ي اخير اين نوع جُنگ ها، مجموعه ي نفيس سفينه تبريز است، كه به صورت عكسي (فاكسيميليه) از سوي كتابخانه ي مجلس شوراي اسلامي به چاپ رسيده است. حال اگر از اهمال برخي فهرست نگاران كم تجربه يا بي حوصله!، كه برخي مجموعه هاي حاوي رسائل متنوع را، خواسته يا ناخواسته، جُنگ تصوّر كرده، بگذريم، سزاوار و به جاست كه اين آثار به نوعي شناسائي و به نحو مطلوبي با عنوان: فهرست نسخه هاي خطّي جّنگ يا هرعنوان ديگر، به صورت مستقلّ فهرست و به صورت بسيار دقيقي، تمام موضوعات و عناوين دروني آن ها با ذكر شماره ي برگ آن (با قيد پشت و رو)، يادداشت نموده، تا پژوهشگران از دنياي مشحون از داده هاي بسيار ارزشمندِ دروني آن ها بي نصيب نمانند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 6:48  توسط حسین متقی  | 

كمتر پژوهشگري ممكن است با كتاب تفسير سواطع الالهام، اثر: عالم شيعي هندي، ابوالفيض فيضي هندي (درگذشته سال 1004هـ.) بيگانه بوده باشد، تفسيري كه سرتاسر آن با حروفي نگاشته شده كه آن حروف فاقد هر گونه نقطه اند (حروف مهمله و بي نقطه)؛ حال نويسنده ي اين اثر نفيس چقدر بايد به لغات عربي احاطه داشته باشد كه براي انتقال مفاهيم تفسيري، از واژه هايي بهره جويد كه هيچ نقطه اي در آن به كار نرفته است؟ حال براي خلق آثاري هنري ـ ادبي از اين دست، چقدر به جاست كه جمعي، اين نوع لغات را كه بدون نقطه اند با مراجعه به فرهنگ هايي مانند: لسان العرب، تاج العروس، الصحاح و نظاير آن ها، در اثري به صورت الفبايي گرد آورند، تا كساني كه توانايي هنرآزمايي در زمينه هاي ادبي را دارند، از آن بهره گيرند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 6:47  توسط حسین متقی  | 

بسياري از نسخ خطّي نفيس موجود در كتابخانه هاي داخل و خارج، در سال هاي پيشين به جهت نفاست خاصّي كه در آن ها موجود بوده، از سوي دانش پژوهان دلسوز، به همان صورت رنگي، چاپ تصويري يا به اصطلاح «فاكسيميليه» معمولاً درشمارگان بسيار اندك، به چاپ مي رسيده يا مي رسد. كه از جمله اند چاپ تصويري نسخه هاي نفيس: تفسيرسورآبادي، شاهنامه، ذخيره خوارزمشاهي، ديوان امير خسرو، خمسه نظامي، تلخيص الاثار، سفينه تبريز و ...؛ از آن جايي كه اين نسخه ها در واقع به نحوي تقريباً همه ي گزينه هاي دخيل در يك نسخه ي خطّي را دارا مي باشند، احتياج به ثبت اطلاعات چاپي آن ها نيز هست.  بنابر مقاله اي كه در يكي از شماره ي هاي نخستين مجلّه ي وزين نامه بهارستان نيز بدان اشاره شده بود، جمعي از پژوهشگران جوان در تهران مشغول فهرست نگاري نسخه هاي فاكسي ميلي هستند، كه جاي بسي خوشوقتي است، ليكن با توجّه به گستردگي و پراكندگي اين نسخ و جالب تر از آن ادامه ي چاپ چنين آثاري در سال هاي اخير، به جاست كه پژوهشگراني چند، به صورت مستمرّ به كتابخانه هاي مختلف و مصادر گوناگون مراجعه و به ثبت اطلاعات و داده هاي آن ها بپردازند. به عنوان نمونه در همين سال هاي اخير بيش از صد جلد از اين نوع آثار توسّط دكتر فؤاد سزگين در آلمان چاپ و منتشر شده است، كه در برخي مراكز پژوهشي و كتابخانه هاي داخل كشور، نسخه هايي از آن آثار مشاهده گرديده  است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 6:45  توسط حسین متقی  | 

مطالب قدیمی‌تر